پاورپوینت توابع | books | 4078855

دانشجوی محترم سلام و عرض ادب. اطلاعات بیشتر در مورد فایل پاورپوینت توابع در ادامه مطلب با کلیک روی دکمه دانلود مشاهده کنید. همچنین لیست تعدادی دیگر از محصولات فروشگاه در انتهای پست قرار داده شده و قابل مشاهده هستند. اگر از کیفیت فایل تخصصی پاورپوینت توابع راضی بودید که مطمئنن همین طور است خوشحالیم و اگر مشکلی در فایل بود از طریق دکمه ارباط با ما و تلگرام مشکلتان را بگویید تا راهنمایی شوید.

ﺷﺎﯾﻊ ﺷﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ از ﮐﺸﺘﯽ پاورپوینت توابع ﻫﺎي ﺳﺮﯾﻊ اﻟﺴﯿﺮ ﻧﯿﺮوي درﯾﺎﯾﯽ پاورپوینت توابع ﺳﺰار از ﺣﻮزه ﺑﻨﺪري ﻣﯽ اﺳﮑﻨﺪرﯾﻪ پاورپوینت توابع ﺧﺎرج ﺷﺪه و ﮔﻮﯾﻨﺪ پاورپوینت توابع ﮐﻪ راه روم را در ﭘﯿﺶ پاورپوینت توابع ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﺷﺎﯾﻊ ﺷﺪ ﮐﻪ ﮐﺸﺘﯽ پاورپوینت توابع ﻣﺰﺑﻮر ﺣﺎﻣﻞ دﺳﺘﻮري اﺳﺖ از ﻃﺮف

پاورپوینت توابع

ارتباط با ما

... دانلود ...

عنوان محصول: پاورپوینت توابع

پاورپوینت توابع

بخشی از متن پاورپوینت توابع :


پاورپوینت توابع




پاورپوینت توابع, اصطلاحی در علم نحو می باشد.

فهرست مندرجات

1 - معنای لغوی تابع
2 - معنای اصطلاحی تابع
3 - پاورپوینت توابع به اعتبار لفظ
4 - پاورپوینت توابع به اعتبار معنا
5 - بحث تابع از دیدگاه نحویان قدیم
6 - موارد استعمال تابع از دیدگاه سیبویه
7 - اقسام تابع
8 - اقسام تابع از دیدگاه زجاجی
9 - اقسام تابع از دیدگاه زَمَخْشَری
10 - اقسام تابع از دیدگاه ابن یَعیش
11 - اقسام تابع از دیدگاه ابن حاجب
12 - اقسام تابع از دیدگاه رضی الدین استرآبادی
13 - اقسام تابع از دیدگاه ابن مالک و ابن هشام
14 - اقسام تابع از دیدگاه ازهری
15 - تعریف پاورپوینت توابع لفظی
16 - نعت حقیقی
17 - نعت سببی
18 - صفت به معنای عام رضی الدین استرآبادی
19 - تعریف صفت از دیدگاه زمخشری
20 - اشکال ابن یعیش بر تعریف زمخشری
21 - تفاوت نعت با صفت از دیدگاه نحویان
22 - کاربرد صفت در صورت نکره یا معرفه بودن موصوف
23 - انواع صفت به اعتبار ساختار
23.1 - صفت مفرد
23.2 - صفت جمله ای
24 - نحوه استعمال نعت حقیقی در تبعیت از منعوت
25 - نحوه استعمال صفت در مقام تشبیه
26 - موارد کاربرد نعت سببی
27 - نحوه استعمال نعت سببی در تبعیت از منعوت
28 - موارد جواز استعمال صفت سببی
29 - موارد عدم تبعیت صفت از موصوف
30 - عطف به حروف
31 - نحوه ارتباط بین تابع و متبوع از دیدگاه سیبویه
32 - فایده عطف به حروف
33 - معانی حروف عطف
33.1 - معنای حرف (لا)
33.2 - معنای حرف (اِمّا)
33.3 - معنای حرف (حتّی ")
34 - اقسام عطف از دیدگاه ابن هشام
35 - مفهوم تأکید
36 - انواع تاکید
36.1 - تاکیدصریح یا لفظی
36.2 - تاکیدغیرصریح یا معنوی
37 - موارد استعمال تاکید معنوی
38 - موارد اختلافی در تاکید معنوی
39 - برخی دیدگاه های دیگر در مورد تاکید
40 - معنای بدل
41 - نحوه استعمال بدل
42 - ویژگیهای بدل
43 - انواع بدل
43.1 - بدل کُل از کل یا بدل مطابق
43.2 - بدل بعض از کل
43.3 - بدل اشتمال
43.4 - بدل غَلط و نسیان
44 - تقسیم دیگر برای بدل
45 - موارد جواز استمعال بدل
46 - نحوه عمل عامل در بدل
47 - تطابق یا عدم تطابق بدل و مبدلٌمنه از نظر رضی الدین استرآبادی
48 - معنای عطف بیان
49 - تفاوت عطف بیان با بدل
50 - موارد تبعیت صفت ازموصوف
51 - ارتباط بدل با عطف بیان
52 - ارتباط بدل با عطف بیان از نظر رضی الدین استرآبادی
53 - تفاوت های دیگرعطف بیان با بدل
54 - موارد اشتراک عطف بیان و بدل
55 - فهرست منابع
56 - پانویس
57 - منبع


معنای لغوی تابع


تابع در لغت به معنای پیرو است.

معنای اصطلاحی تابع


و در اصطلاح, کلمه‌ای است که در اِعراب, تابع کلمه پیش از خود (متبوع) است.

پاورپوینت توابع به اعتبار لفظ


پاورپوینت توابع به اعتبار لفظ شامل نعت یا صفت , عطف با حروف یا عطف نَسَق , تأکید یا توکید , بدل , و عطف بیان اند ,

پاورپوینت توابع به اعتبار معنا


و به اعتبار معنا شامل پاورپوینت توابع مفعولات ( مستثنا , حال و تمییز ) است.

[1] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج1, ص264, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.

[2] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص307ـ 308, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.



بحث تابع از دیدگاه نحویان قدیم


نحویان قدیم, تابع و اقسام آن را در مبحثی مستقل مطرح نکرده اند, چنانکه خلیل بن احمد فراهیدی (متوفی 175) پاورپوینت توابع را‌ به‌طور پراکنده و ذیل انواع اِعراب بررسی کرده

[3] خلیل بن احمد فراهیدی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص88 ـ90, چاپ فخرالدین قباوه, حلب 1416/1995.

[4] خلیل بن احمد فراهیدی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص127ـ 128, چاپ فخرالدین قباوه, حلب 1416/1995.

[5] خلیل بن احمد فراهیدی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص132ـ133, چاپ فخرالدین قباوه, حلب 1416/1995.

[6] خلیل بن احمد فراهیدی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص163, چاپ فخرالدین قباوه, حلب 1416/1995.



موارد استعمال تابع از دیدگاه سیبویه


و سیبویه (متوفی 180) به پیروی از وی

[7] خلیل بن احمد فراهیدی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص19, چاپ فخرالدین قباوه, حلب 1416/1995.

[8] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, مقدمه عبدالسلام محمد هارون, ص11, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

اصطلاح پاورپوینت توابع را ذیل بابهای اِعراب آورده؛ مثلاً, نعت را ذیل باب جرّ,

[9] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, ص419ـ441, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

بدل و توکید را در چند جا, عطف با حروف را با نام دیگر

[10] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, ص60, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[11] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, ص435ـ436, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[12] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص144, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[13] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص228, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

و عطف بیان را با عنوان بدل بررسی کرده است.

[14] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص14, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[15] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص184ـ186, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[16] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص190ـ193, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.



اقسام تابع


در باره اقسام تابع و اولویت آن‌ها نیز میان نحویان اختلاف نظر وجود داشته است. ابن کَیْسان (متوفی 320) تأکید را در اولویت قرار می‌دهد.

[17] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص412, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.



اقسام تابع از دیدگاه زجاجی


زَجّاجی (متوفی 338) پاورپوینت توابع را چهار قسم و به ترتیب نعت, عطف با حروف, توکید و بدل می‌داند.

[18] عبدالرحمان بن اسحاق زجاجی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص13, چاپ علی توفیق الحمد, بیروت 1405/ 1985.

[19] عبدالرحمان بن اسحاق زجاجی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص17, چاپ علی توفیق الحمد, بیروت 1405/ 1985.



اقسام تابع از دیدگاه زَمَخْشَری


زَمَخْشَری (متوفی 538) تأکید, صفت , بدل, عطف بیان و عطف با حروف را ذکر می‌کند.

[20] محمود بن عمر زمخشری, کتاب المفصّل فی النحو, ج1, ص44, اسلو 1879.



اقسام تابع از دیدگاه ابن یَعیش


ابن یَعیش (متوفی 643) نیز در شرح خود بر المفصّل, ترتیب آن‌ها را بر اساس اولویت‌ها دانسته است.

[21] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص39, بیروت: عالم الکتب.



اقسام تابع از دیدگاه ابن حاجب


ابن حاجب (متوفی 646) از ترتیب زجاجی پیروی کرده, اما پاورپوینت توابع را پنج قسم دانسته و عطف بیان را به آن افزوده است.

[22] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص307ـ415, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.



اقسام تابع از دیدگاه رضی الدین استرآبادی


رضی الدین استرآبادی (متوفی 686), در شرح خود بر کافیه ابن حاجب, عطف بیان را همان بدل دانسته و آن را حذف کرده و تأکید را در مرتبه دوم و عطف نَسَق را در پایان آورده است.

[23] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص309, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.

[24] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص412, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.



اقسام تابع از دیدگاه ابن مالک و ابن هشام


ابن مالک (متوفی 672), و به پیروی از او ابن هشام (متوفی 761), ترتیب نعت, تأکید, عطف و بدل را ذکر کرده و عطف را به بیان و نسق تقسیم می‌کند.

[25] ابن عقیل, شرح ابن عقیل علی الفیه ابن مالک, ج2, ص190, چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید, (قاهره) 1384ـ 1385/1964ـ 1965.

[26] ابن عقیل, شرح ابن عقیل علی الفیه ابن مالک, ج2, ص218, چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید, (قاهره) 1384ـ 1385/1964ـ 1965.

[27] ابن هشام, شرح قطرالنّدی و بلّالصّدی, ج1, ص266, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1417/1996.



اقسام تابع از دیدگاه ازهری


اما ازهری (متوفی 905) در شرح التصریح ابن هشام, پس از نعت اولویت را به عطف بیان می‌دهد و عطف نسق را جداگانه در پایان ذکر می‌کند.

[28] خالد بن عبداللّه ازهری, شرح التصریح علی التوضیح, ج2, ص108, و بهامشه حاشینه لیس بن زین الدین, (بیروت), چاپ افست تهران.



تعریف پاورپوینت توابع لفظی


نعت یا صفت, تابعی مشتق (از قبیل اسم فاعل , اسم مفعول, صفت مشبهه و افعل تفضیل ) یا مؤوَّل به مشتق (شامل اسمهای جامدِ تأویل به مشتق) است که حالت و چگونگی اسم پیش از خود ( منعوت یا موصوف ) یا یکی از وابسته های آن اسم را بیان می‌کند.

نعت حقیقی


اگر وصفی از اوصافِ منعوت را بیان کند, ( نعت حقیقی ) است.

نعت سببی


و اگر چگونگی یکی از وابسته های منعوت را بیان کند, ( نعت سببی ) نامیده می‌شود.

[29] ابن عقیل, شرح ابن عقیل علی الفیه ابن مالک, ج2, ص191ـ195, چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید, (قاهره) 1384ـ 1385/1964ـ 1965.

[30] صادق شیرازی, شرح السیوطی: توضیحات للبهجه المرضیه فی شرح الالفیه, ج2, ص496ـ497, قم 1368 ش, عباس حسن, النحوالوافی, ج 3, قاهره (1976), چاپ افست تهران 1367 ش.

[31] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, ص422, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[32] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, ص434, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[33] محمود بن عمر زمخشری, کتاب المفصّل فی النحو, ج1, ص46, اسلو 1879.

[34] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص48ـ 50, بیروت: عالم الکتب.

[35] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص315ـ323, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.

[36] ابن عقیل, شرح ابن عقیل علی الفیه ابن مالک, ج2, ص195, چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید, (قاهره) 1384ـ 1385/1964ـ 1965.

[37] ابن عقیل, شرح ابن عقیل علی الفیه ابن مالک, ج2, ص195200ـ201, چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید, (قاهره) 1384ـ 1385/1964ـ 1965.



صفت به معنای عام رضی الدین استرآبادی


از نظربه گفته رضی الدین استرآبادی,

[38] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص311, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.

صفت به معنای عام, هر لفظی است که معنای وصفی بدهد (چه تابع و چه غیرتابع) و شامل خبرِ مبتدا و حال نیز می‌شود.

تعریف صفت از دیدگاه زمخشری


در تعریف زمخشری,

[39] محمود بن عمر زمخشری, کتاب المفصّل فی النحو, ج1, ص11, اسلو 1879.

[40] محمود بن عمر زمخشری, کتاب المفصّل فی النحو, ج1, ص46, اسلو 1879.

صفت اسمی است که بر برخی احوال ذات دلالت دارد (مانند طویل, قصیر, قائم),

اشکال ابن یعیش بر تعریف زمخشری


اما ابن یعیش

[41] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص47, بیروت: عالم الکتب.

این تعریف را جامع و مانع نمی‌داند, زیرا شامل جمله وصفی نمی‌شود و از طرف دیگر, خبر نیز, که بر برخی احوال ذات دلالت می‌کند, در این تعریف می‌گنجد.

[42] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص314ـ315, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.



تفاوت نعت با صفت از دیدگاه نحویان


برخی, صفت را اعم از نعت می‌دانند و آن را در توصیف حُسن و قبح, هر دو, به کار می‌برند, اما نعت را فقط توصیف کننده حُسن و خوبی می‌دانند. برخی نیز صفت و نعت را یکی دانسته اند.

[43] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص47, بیروت: عالم الکتب.

[44] ابن منظور, لسان العرب, ج2, ص100.

خلیل از صفت, تعبیر مدح و ذم کرده است.

[45] خلیل بن احمد فراهیدی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص88ـ90, چاپ فخرالدین قباوه, حلب 1416/1995.

سیبویه

[46] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص121, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

صفت را اعم از نعت دانسته و گاه آن را بر حال و تمییز هم اطلاق کرده است.

کاربرد صفت در صورت نکره یا معرفه بودن موصوف


صفت در نکره برای تخصیص, در معرفه برای توضیح, و گاه فقط برای مدح و تعظیم یا ذم و تحقیر و نیز برای تأکید به کار می‌رود.

[47] محمود بن عمر زمخشری, کتاب المفصّل فی النحو, ج1, ص46, اسلو 1879.

[48] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص314, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.

[49] ابن ابی الربیع, البسیط فی شرح جمل الزجاجی, ج1, ص297, چاپ عیّاد بن عیدالثبیتی, بیروت 1407/1986.

[50] ابن هشام, شرح قطرالنّدی و بلّالصّدی, ج1, ص267, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1417/1996.

[51] ابن عقیل, شرح ابن عقیل علی الفیه ابن مالک, ج2, ص191ـ192, چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید, (قاهره) 1384ـ 1385/1964ـ 1965.



انواع صفت به اعتبار ساختار


صفت به اعتبار ساختار سه نوع است: مفرد , جمله و شبه جمله .

صفت مفرد


صفت مفرد, صفت غیرجمله‌ای است.

صفت جمله ای


اگر صفت, جمله وصفی ( اسمیه یا فعلیه ) باشد, موصوف آن همواره نکره است, مانند (هذا رجلٌ قامَ ابوهُ).

[52] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص52, بیروت: عالم الکتب.

[53] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص323, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.

سیبویه

[54] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص49ـ50, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

برخی از شباهتهای جمله وصفیه و جمله حالیه و مواردی را که احتمال هر دو می‌رود, ذکر کرده است.

نحوه استعمال نعت حقیقی در تبعیت از منعوت


نعت حقیقی به لحاظ اِعراب, معرفه و نکره بودن, جنس و عدد, تابعِ منعوت خود است.

[55] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص54, بیروت: عالم الکتب.

[56] ابن عقیل, شرح ابن عقیل علی الفیه ابن مالک, ج2, ص193, چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید, (قاهره) 1384ـ 1385/1964ـ 1965.



نحوه استعمال صفت در مقام تشبیه


به گفته خلیل اگر صفت در مقام تشبیه باشد, کاربرد صفت معرفه برای موصوف نکره جایز است, مانند (هذا رجلٌ اخو زیدٍ) (این مردی شبیه به برادر زید است).

[57] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, ص361, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.



موارد کاربرد نعت سببی


نعت سببی, عامل است و اسم پس از خود (معمول) را به عنوان فاعل یا نایب فاعلِ خود مرفوع می‌کند و معمولِ آن همواره به ضمیری که به موصوف بازمی گردد, اضافه می‌شود, مانند (هذا رجلٌ قائمٌ أبوهُ) (این مردی است که پدرش ایستاده است) که (أب) برای (قائم) نعت سببی و عامل است و یکی از متعلقات موصوف (رجل) را توصیف می‌کند.

[58] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص22ـ23, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[59] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص54ـ55, بیروت: عالم الکتب.



نحوه استعمال نعت سببی در تبعیت از منعوت


نعت سببی در اعراب و معرفه و نکره تابعِ موصوف است, اما در مذکر و مؤنث تابع معمول, مانند (هذا رجلٌ قائمهٌ اُمُّهُ). این نعت از نظر عدد با موصوف خود مطابقت نمی‌کند و به صورت مفرد می‌آید, مانند (ه"ؤلا رجالٌ قائمٌ آباؤُهُم).

[60] محمود بن عمر زمخشری, کتاب المفصّل فی النحو, ج1, ص47, اسلو 1879.

[61] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص55, بیروت: عالم الکتب.

[62] ابن عقیل, شرح ابن عقیل علی الفیه ابن مالک, ج3, ص193ـ194, چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید, (قاهره) 1384ـ 1385/1964ـ 1965.



موارد جواز استعمال صفت سببی


نحویان به کارگیری صفت سببی را به صورت جمع مکسر جایز دانسته اند, مانند (هؤلا رجالٌ قِیامٌ آباؤُهُم) (این‌ها مردانی هستند که پدرانشان قیام کرده ان).

[63] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص42ـ43, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[64] ابن هشام, شرح قطرالنّدی و بلّالصّدی, ج1, ص270, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1417/1996.



موارد عدم تبعیت صفت از موصوف


صفت وقتی معانی مدح, تعظیم, ذم یا ترحم داشته باشد, جایز است که از موصوفِ معلوم تبعیت نکند و به عنوان خبر برای مبتدای محذوف, مرفوع شود یا به عنوان مفعول برای فعل محذوف منصوب شود, مانند (الحمدُللّهِ العظیمُ) مرفوع به تقدیرِ هو, و (الحمدُللّهِ العظیمَ) منصوب به تقدیر اَمدحُ العظیمَ.

[65] ابن هشام, شرح قطرالنّدی و بلّالصّدی, ج1, ص270, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1417/1996.

[66] ابن عقیل, شرح ابن عقیل علی الفیه ابن مالک, ج2, ص203ـ205, چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید, (قاهره) 1384ـ 1385/1964ـ 1965.

سیبویه

[67] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص62ـ63, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

مجرورشدنِ آن را به تبعیت جایز دانسته است, مانند (الحمدُلِلّهِ العظیمِ).

عطف به حروف


بصریان آن را عطف با حروف, و کوفیان آن را عطف نَسَق نامیده اند.

[68] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص74, بیروت: عالم الکتب.



نحوه ارتباط بین تابع و متبوع از دیدگاه سیبویه


سیبویه عطف با حروف را در باب (شریک)

[69] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, ص441, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

و گاه با تسمیه (اشتراک)

[70] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, ص60, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

و (اشراک)

[71] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, ص435, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[72] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, ص437ـ 438, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

بررسی کرده است. در این نوع تابع, ارتباط بین تابع و متبوع با یکی از حروف دَه ‌ ‌گانه عطف (مانند فَ, اِمّا, بل, ثمَّ) صورت می‌گیرد و این ارتباط بین دو اسم, دو فعل یا دو جمله است. کلمه پیش از حروف عطف را ( معطوف علیه ) و پس از آن را ( معطوف ) می گویند.

[73] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص354ـ 355, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.



فایده عطف به حروف


حروف عطف برای افاده معنای جمع, ترتیب, غایت انتخاب, نفی حکم از معطوف, استدراک و رفع توهم شنونده می‌آید.

معانی حروف عطف


در باره معنای برخی حروف عطف (مثلاً (لا)) و نیز برخی حروف (مثلاً (اِمّا)) اختلاف هست.

معنای حرف (لا)


ابن هشام در شرح قَطْرالنَّدی

[74] ابن هشام, شرح قطرالنّدی و بلّالصّدی, ج1, ص285, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1417/1996.

[75] ابن هشام, شرح قطرالنّدی و بلّالصّدی, ج1, ص287, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1417/1996.

(لا) را برای افاده معنای ترتیب نیز آورده است.

معنای حرف (اِمّا)


سیبویه

[76] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, ص435, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

(اِمّا) را از حروف عطف دانسته, ولی سکّاکی

[77] یوسف بن ابی بکر سکّاکی, مفتاح العلوم, ج1, ص59, قاهره 1356/1937.

این نظر را ضعیف شمرده است.

[78] عبدالرحمان بن اسحاق زجاجی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص18, چاپ علی توفیق الحمد, بیروت 1405/ 1985.


ابن ابی الربیع (متوفی 688) اختلاف آرای موجود را بتفصیل بررسی کرده است.

[79] ابن ابی الربیع, البسیط فی شرح جمل الزجاجی, ج1, ص331ـ 332, چاپ عیّاد بن عیدالثبیتی, بیروت 1407/1986.



معنای حرف (حتّی ")


زجاجی

[80] عبدالرحمان بن اسحاق زجاجی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص17ـ 18, چاپ علی توفیق الحمد, بیروت 1405/ 1985.

(حتّی ") را حرف عطف نمی‌داند و (لا بَل) را در معنای (بَلْ) به عنوان حرف عطف ذکر می‌کند. او و دیگر کوفیان (حتّی ") را حرف عطف نمی‌دانند.

[81] ابن هشام, مغنی اللبیب عن کتب الأعاریب, ج1, ص173, چاپ مازن مبارک و محمدعلی حمداللّه, بیروت 1979.



اقسام عطف از دیدگاه ابن هشام


ابن هشام در مغنی

[82] ابن هشام, مغنی اللبیب عن کتب الأعاریب, ج1, ص615ـ 632, چاپ مازن مبارک و محمدعلی حمداللّه, بیروت 1979.

اقسام عطف (عطف بر لفظ, عطف بر محل و عطف بر معنی) را, با ذکر اختلاف آرای نحویان, بتفصیل آورده است.

[83] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص74ـ 78, بیروت: عالم الکتب.

[84] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص366ـ370, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.

[85] ابن ابی الربیع, البسیط فی شرح جمل الزجاجی, ج1, ص353ـ 358, چاپ عیّاد بن عیدالثبیتی, بیروت 1407/1986.



مفهوم تأکید


تأکید (از ریشه أکد) یا توکید (از ریشه وکد). از نظر بسیاری از نحویان میان این دو تسمیه ترجیحی وجود ندارد.

[86] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص39, بیروت: عالم الکتب.

این قسم تابع, برای رفع احتمال اشتباه شنونده به کار می‌رود

انواع تاکید


تاکید بر دو نوع است :

تاکیدصریح یا لفظی


که در آن لفظ مؤکَّد ــ که می‌تواند اسم ( اسم ظاهر یا ضمیر ), فعل , حرف و جمله باشد ــ تکرار می‌شود (مانند (رأیتُ زیداً زیداً))؛

تاکیدغیرصریح یا معنوی


که در آن لفظ متبوع با کلمه‌ای دیگر تأکید می‌شود (مانند (فَعلَ زیدٌ نفسُهُ)).

[87] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص125, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[88] محمود بن عمر زمخشری, کتاب المفصّل فی النحو, ج1, ص44ـ45, اسلو 1879.

[89] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص39ـ41, بیروت: عالم الکتب.



موارد استعمال تاکید معنوی


تأکید معنوی هرگاه برای تثبیتِ محدود بودن مفهوم در ذهن شنونده و رفع احتمال غیرمؤکَّد به کار رود, الفاظ آن (نَفْس) و (عَین) است و همیشه به ضمیری که با مؤکَّد مطابقت کند اضافه می‌شود و هرگاه برای تثبیت گستردگی مفهوم در ذهن شنونده به کار رود, الفاظ آن (کِلا, کِلْت"ا, کُلّ, اَجْمَع, جُمَع, اَجْمَعُون و جَمْع"ا ) خواهد بود.

[90] عبدالرحمان بن اسحاق زجاجی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص21, چاپ علی توفیق الحمد, بیروت 1405/ 1985.

[91] محمود بن عمر زمخشری, کتاب المفصّل فی النحو, ج1, ص45ـ46, اسلو 1879.

[92] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص40, بیروت: عالم الکتب.

[93] ابن ابی الربیع, البسیط فی شرح جمل الزجاجی, ج1, ص371, چاپ عیّاد بن عیدالثبیتی, بیروت 1407/1986.

کلمات (اَکْتَعُون), (اَبْصَعُون), (اَبْتَعُون), (أکْتَع), (أبْصَع) و (اَبْتَع) همگی تابع (اَجْمَع) هستند که برای تأکید معنای أجمع و فقط پس از آن به کار می‌روند.

[94] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص11, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[95] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص116, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[96] عبدالرحمان بن اسحاق زجاجی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص22, چاپ علی توفیق الحمد, بیروت 1405/ 1985.

[97] محمود بن عمر زمخشری, کتاب المفصّل فی النحو, ج1, ص46, اسلو 1879.

[98] ابن ابی الربیع, البسیط فی شرح جمل الزجاجی, ج1, ص364, چاپ عیّاد بن عیدالثبیتی, بیروت 1407/1986.

(اَجمَعون) پس از (کُلّ) برای مبالغه و تأکید می‌آید.

[99] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص41, بیروت: عالم الکتب.

[100] ابن ابی الربیع, البسیط فی شرح جمل الزجاجی, ج1, ص115, چاپ عیّاد بن عیدالثبیتی, بیروت 1407/1986.



موارد اختلافی در تاکید معنوی


زجاجی

[101] عبدالرحمان بن اسحاق زجاجی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص21ـ22, چاپ علی توفیق الحمد, بیروت 1405/ 1985.

و زمخشری

[102] محمود بن عمر زمخشری, کتاب المفصّل فی النحو, ج1, ص46, اسلو 1879.

(عامّه) را جزو الفاظ تأکید ذکر نکرده اند. سیبویه

[103] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, ص377, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

(عامّه) را صفت دانسته است. زجاجی

[104] عبدالرحمان بن اسحاق زجاجی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص22, چاپ علی توفیق الحمد, بیروت 1405/ 1985.

تأکید برای متبوع نکره را جایز نمی‌داند. برخی نحویان نیز کاربرد (کُلّ) و (اجمعون) را برای تأکید متبوع نکره روا نمی‌دانند, ولی کوفیان اگر آن متبوع دارای مفهوم محدود, نه شمولی, باشد آن را جایز دانسته

[105] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص396, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[106] محمود بن عمر زمخشری, کتاب المفصّل فی النحو, ج1, ص46, اسلو 1879.

و برآن‌اند که متبوع نکره فقط با (کُلّ) و (اَجْمَع) تأکید می‌شود نه با (نَفْس) و (عَیْن).

[107] ابن ابی الربیع, البسیط فی شرح جمل الزجاجی, ج1, ص377, چاپ عیّاد بن عیدالثبیتی, بیروت 1407/1986.


لفظ (اَجْمَع) اگر بر غیر مؤکّد دلالت کند, دیگر تأکید نیست.

[108] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص41, بیروت: عالم الکتب.



برخی دیدگاه های دیگر در مورد تاکید


سیبویه

[109] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج1, ص377, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[110] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص359ـ360, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

[111] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص379ـ381, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

گاه تأکید را به صفت تعبیر می‌کند و گاه آن را صفتی در معنای تأکید می‌داند.

[112] عمرو بن عثمان سیبویه, کتاب سیبویه, ج2, ص385ـ386, چاپ عبدالسلام محمد هارون, قاهره (1385/1966), چاپ افست بیروت 1411/1991.

برخی تأکید را همان بدل دانسته اند,

[113] ابن منظور, لسان العرب, ذیل (اَکد)

اما رضی الدین استرآبادی

[114] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص381, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.

[115] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص384, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.

در پاسخ, به بیانِ تفاوتهای بدل و تأکید پرداخته و فرق بین الفاظ توکید و صفت را در شمول نسبت آن‌ها دانسته است. خلیل و سیبویه حذف مؤکّد و حفظ توکید را جایز, اما اَخفش و دیگر نحویان این نظر را مردود شمرده اند.

[116] ابن هشام, مغنی اللبیب عن کتب الأعاریب, ج1, ص793ـ794, چاپ مازن مبارک و محمدعلی حمداللّه, بیروت 1979.

[117] ابن هشام, مغنی اللبیب عن کتب الأعاریب, ج1, ص822, چاپ مازن مبارک و محمدعلی حمداللّه, بیروت 1979.



معنای بدل


بدل تابعی است که نسبتی را, بدون واسطه, می رساند و می‌تواند جانشین اسم شود.

نحوه استعمال بدل


بدل رکن است و پیش از آن اسم دیگری به منزله مقدمه می‌آید که (مُبْدَلٌمنه) نامیده می‌شود.

ویژگیهای بدل


بدل در اعراب تابع مبدلٌ منه است و این ویژگی, بدل را از تأکید و صفت و عطف بیان جدا می‌کند. همچنین نعت و تأکید پس از متبوع می‌آیند و نقش مکمل و تتمه آن را دارند, حال آن‌که بدل مستقل است.

[118] محمود بن عمر زمخشری, کتاب المفصّل فی النحو, ج1, ص48ـ49, اسلو 1879.

[119] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص66, بیروت: عالم الکتب.

[120] ابن عقیل, شرح ابن عقیل علی الفیه ابن مالک, ج2, ص247, چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید, (قاهره) 1384ـ 1385/1964ـ 1965.

[121] محمد بن حسن رضی الدین استرآبادی, شرح کافیه ابن الحاجب, ج2, ص397ـ 398, چاپ امیل بدیع یعقوب, بیروت 1419/1998.



انواع بدل


بدل چهارگونه است

[122] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص64, بیروت: عالم الکتب.



بدل کُل از کل یا بدل مطابق


بدل کُل از کل یا بدل مطابق, که به لحاظ معنی, با مبدلٌ منه برابر است.

بدل بعض از کل


بدل بعض از کل, که بدل بر قسمتی (جز حقیقی) از مبدلٌ منه دلالت می‌کند.

بدل اشتمال


بدل اشتمال, که از متعلقات مبدلٌ منه و صفتی از اوصاف آن است (نَفَعَنی الصدیقُ أخلاقُهُ, اخلاق دوست به من سود رساند)

[123] عبدالرحمان بن اسحاق زجاجی, کتاب الجمل فی النحو, ج1, ص25, چاپ علی توفیق الحمد, بیروت 1405/ 1985.

[124] محمود بن عمر زمخشری, کتاب المفصّل فی النحو, ج1, ص49, اسلو 1879.

[125] ابن یعیش, شرح المفصّل, ج3, ص63ـ65, بیروت: عالم الکتب.

ابن ابی الربیع در سفر اول کتابش وجه تسمیه بدل اشتمال را بتفصیل بررسی کرده است.

[126] ابن ابی الربیع, البسیط فی شرح جمل الزجاجی, ج1, ص391ـ 392, چاپ عیّاد بن عیدالثبیتی, بیروت 1407/1986.



بدل غَلط و نسیان


بدل غَلط و نسیان یا بدل مُباین, چنانچه به اشتباه یا از روی فراموشی کلمه‌ای ذکر شود, با آوردن کلمه دیگر, آن را اصلا

👇محصولات مشابه با پاورپوینت توابع👇

پاورپوینت توابع خطابه | WORD پاورپوینت توابين | WORD پاورپوینت توات | WORD پاورپوینت تواتر | WORD پاورپوینت تواتر (ابهام زدايي) | WORD پاورپوینت تواتر (ابهام‌زدايي) | WORD پاورپوینت تواتر (اصول) | WORD پاورپوینت تواتر (منطق) | WORD پاورپوینت تواتر اجمالي | WORD

👇محصولات تصادفی👇

پاورپوینت توابع خطابه | WORD پاورپوینت تواتر (ابهام زدايي) | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در منابع شيعه | WORD پاورپوینت تواتر (اصول) | WORD پاورپوینت تواتر در ثبوت هلال | WORD پاورپوینت تواتر خبر | WORD پاورپوینت تواتر اخبار | WORD پاورپوینت تواتر القرآن‌ | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در منابع | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در احاديث شيعه | WORD پاورپوینت تواتر (ابهام‌زدايي) | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در منابع حديثي | WORD پاورپوینت تواتر اجمالي (اصول) | WORD پاورپوینت تواتر | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در روايات شيعه | WORD

👇کلمات کلیدی👇

پاورپوینت توابع توابعدانلود پاورپوینت توابع پاورپوینتتوابع