پاورپوینت تواتر حديث ثقلين | books | 4078869

دانشجوی محترم سلام و عرض ادب. اطلاعات بیشتر در مورد فایل پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در ادامه مطلب با کلیک روی دکمه دانلود مشاهده کنید. همچنین لیست تعدادی دیگر از محصولات فروشگاه در انتهای پست قرار داده شده و قابل مشاهده هستند. اگر از کیفیت فایل تخصصی پاورپوینت تواتر حديث ثقلين راضی بودید که مطمئنن همین طور است خوشحالیم و اگر مشکلی در فایل بود از طریق دکمه ارباط با ما و تلگرام مشکلتان را بگویید تا راهنمایی شوید.

ﺷﺎﯾﻊ ﺷﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ از ﮐﺸﺘﯽ پاورپوینت تواتر حديث ثقلين ﻫﺎي ﺳﺮﯾﻊ اﻟﺴﯿﺮ ﻧﯿﺮوي درﯾﺎﯾﯽ پاورپوینت تواتر حديث ثقلين ﺳﺰار از ﺣﻮزه ﺑﻨﺪري ﻣﯽ اﺳﮑﻨﺪرﯾﻪ پاورپوینت تواتر حديث ثقلين ﺧﺎرج ﺷﺪه و ﮔﻮﯾﻨﺪ پاورپوینت تواتر حديث ثقلين ﮐﻪ راه روم را در ﭘﯿﺶ پاورپوینت تواتر حديث ثقلين ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﺷﺎﯾﻊ ﺷﺪ ﮐﻪ ﮐﺸﺘﯽ پاورپوینت تواتر حديث ثقلين ﻣﺰﺑﻮر ﺣﺎﻣﻞ دﺳﺘﻮري اﺳﺖ از ﻃﺮف

پاورپوینت تواتر حديث ثقلين

ارتباط با ما

... دانلود ...

عنوان محصول: پاورپوینت تواتر حديث ثقلين

پاورپوینت تواتر حديث ثقلين

بخشی از متن پاورپوینت تواتر حديث ثقلين :


پاورپوینت تواتر حديث ثقلين (منابع شیعه)




روایت ثقلین با سند صحیح و معتبر در منابع شیعه ذکر شده و دارای بالاترین اعتبار در نزد علمای شیعه است و برای اثبات ولایت ائمه, و عصمت آنان حجیت دارد.
بنابراین, سخنان کارشناسان وهابی که وجود روایت صحیح ثقلین را در منابع شیعه انکار می‌کنند, ادعای بی‌دلیل است, زیرا حدیث ثقلین در منابع حدیثی شیعه و اهل‌سنت فراوان نقل شده است. علاوه بر صحت سند, این روایت از دیدگاه علمای شیعه مورد اتفاق و بر تواتر آن تصریح کرده‌اند و تواتر روایت, یک مطلب مشهور در نزد شیعه است.

فهرست مندرجات

1 - مقدمه
2 - حدیث ثقلین با سند صحیح در منابع شیعه
2.1 - روایت اول
2.1.1 - جدا سازی چهار سند اخیر روایت
2.1.2 - سند سوم روایت
2.1.3 - سند چهارم روایت
2.1.4 - سند پنجم روایت
2.1.5 - سند ششم روایت
2.1.6 - بررسی سند اول روایت
2.1.6.1 - علی بن ابراهیم بن‌ هاشم
2.1.6.2 - محمد بن عیسی بن عبید
2.1.6.3 - یونس بن عبدالرحمان
2.1.6.4 - عبدالله بن مسکان
2.1.6.5 - ابوبصیر اسدی
2.1.6.6 - نتیجه بررسی سند اول روایت
2.1.7 - بررسی سند ششم روایت
2.1.7.1 - محمد بن یحی العطار
2.1.7.2 - احمد بن محمد بن عیسی الاشعری
2.1.7.3 - حسین بن سعید الاهوازی
2.1.7.4 - نضر بن سوید الصیرفی
2.1.7.5 - یحیی بن عمران الحلبی
2.1.7.6 - عمران بن علی الحلبی
2.1.7.7 - ابوبصیر الاسدی
2.1.7.8 - نتیجه بررسی سند ششم روایت
2.2 - روایت دوم
2.2.1 - بررسی سند روایت
2.2.1.1 - برید بن معاویه عجلی
2.2.1.2 - محمد بن مسلم الثقفی
2.3 - روایت سوم
2.3.1 - بررسی سند روایت
2.3.1.1 - محمد بن حسین
2.3.1.2 - جعفر بن بشیر
2.3.1.3 - ذریح محاربی
2.4 - روایت چهارم
2.4.1 - بررسی سند روایت
2.4.1.1 - احمد بن زیاد بن جعفر همدانی
2.4.1.2 - علی بن ابراهیم بن‌هاشم
2.4.1.3 - ابراهیم بن‌ هاشم
2.4.1.4 - محمد بن ابی عمیر
2.4.1.5 - غیاث بن ابراهیم
2.5 - روایت پنجم
2.6 - نتیجه روایات
3 - پاورپوینت تواتر حديث ثقلين از دیدگاه علمای شیعه
3.1 - علی بن احمد کوفی
3.2 - شیخ صدوق
3.3 - شیخ مفید
3.4 - شریف مرتضی
3.5 - ابوالصلاح حلبی
3.6 - شیخ طوسی
3.7 - علامه طبرسی
3.8 - ابن ادریس حلی
3.9 - شهید اول
3.10 - علی بن یونس نباطی
3.11 - محمدامین استر‌آبادی
3.12 - علامه محمدتقی مجلسی
3.13 - ملامحمدصالح مازندرانی
3.14 - ملامحمدطاهر قمی
3.15 - شیخ حر عاملی
3.16 - علامه محمدباقر مجلسی
3.17 - محقق بحرانی
3.18 - وحید بهبهانی
3.19 - شیخ الشریعه اصفهانی
3.20 - علامه امینی
3.21 - آیت‌الله مرعشی نجفی
3.22 - علامه طباطبایی
3.23 - آیت‌الله صافی گلپایگانی
3.24 - آیت‌الله سبحانی
4 - پانویس
5 - منبع


مقدمه


یکی از دلائل محکم و متقن شیعیان برای اثبات ولایت و امامت ائمه طاهرین (علیهم‌السّلام) و عصمت آنان روایت شریف ثقلین است که در طول تاریخ مورد استناد بزرگان علمای شیعه بوده و صحت آن مورد اتفاق علمای فریقین است؛ اما گاهی از زبان کارشناسان برخی شبکه‌های وهابی شنیده می‌شود که: روایت ثقلین در منابع شیعیان با سند صحیح و معتبر نقل نشده است؛ بلکه آنها در مقام بحث و مناظره و یا نوشتار این روایت را از منابع روایی اهل‌سنت که با سند صحیح آمده نقل و استناد می‌کنند, اگر شیعیان این روایت را با سند معتبر در کتاب‌هایشان داشتند به منابع اهل‌سنت استناد نمی‌کردند.
غافل از این نکته, که اگر علمای شیعه در مقام استدلال و بحث و گفتگو به کتب اهل‌سنت استناد می‌کنند, از باب الزام خصم است؛ نه این‌که روایت فوق در منابع ما وجود ندارد و یا سند صحیح نداشته باشد.
مقاله پیش‌رو, با هدف اثبات دروغگویی سخنان این عالم نماهای وهابی و ارائه این روایت با سند صحیح و معتبر از منابع شیعه, در دو فصل تهیه شده که به محضر جویندگان حق و حقیقت تقدیم می‌شود.

حدیث ثقلین با سند صحیح در منابع شیعه


با بررسی منابع روایی کهن و اصلی شیعه, به دست می‌آید که روایت ثقلین با دویست سند و فراتر از آن نقل شده است. از آنجایی که نقل و بررسی همه اسناد آن در این مختصر نمی‌گنجد, برخی از روایات را با سند صحیح و معتبر نقل کرده و آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

روایت اول


کتاب (اصول کافی) یکی از منابع مهم و متعبر شیعیان است. مرحوم شیخ کلینی در این کتاب, روایت ثقلین را از طریق ابوبصیر از امام صادق (علیه‌السّلام) با شش سند نقل کرده است.
در این روایت ابوبصیر از شان نزول آیه (اَطِیعُوا اللَّهَ وَاَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاُولِی الْاَمْرِ مِنْکُمْ؛

[1] نسا /سوره4, آیه59.

) از محضر امام سؤال می‌کند و امام می‌فرماید: این آیه درباره حضرت امام علی, امام حسن و امام حسین (علیهم‌السلام) نازل شده و آنها را به عنوان (اولی الامر) معرفی نموده است و رسول خدا درباره امام علی (علیه‌السّلام) فرموده: (مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ) وَقَالَ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اُوصِیکُمْ بِکِتَابِ اللَّهِ وَاهل‌بیتی فَاِنِّی سَاَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اَنْ لَا یُفَرِّقَ بَیْنَهُمَا حَتَّی یُورِدَهُمَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَاَعْطَانِی ذَلِکَ.
حال متن و تفصیل روایت این است:
عَلِیُّ بْنُ اِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ وَعَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ اَبِی سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ اَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَاَلْتُ اَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السّلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ {اَطِیعُوا اللَّهَ وَاَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاُولِی الْاَمْرِ مِنْکُمْ} فَقَالَ: نَزَلَتْ فِی عَلِیِّ بْنِ اَبِی طَالِبٍ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ (علیهم‌السّلام) فَقُلْتُ لَهُ: اِنَّ النَّاسَ یَقُولُونَ فَمَا لَهُ لَمْ یُسَمِّ عَلِیّاً وَاهل‌بیتهِ (علیهم‌السّلام) فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ قَالَ: فَقَالَ: قُولُوا لَهُمْ اِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نَزَلَتْ عَلَیْهِ الصَّلَاهُ وَلَمْ یُسَمِّ اللَّهُ لَهُمْ ثَلَاثاً وَلَا اَرْبَعاً حَتَّی کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هُوَ الَّذِی فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ وَنَزَلَتْ عَلَیْهِ الزَّکَاهُ وَلَمْ یُسَمِّ لَهُمْ مِنْ کُلِّ اَرْبَعِینَ دِرْهَماً دِرْهَمٌ حَتَّی کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هُوَ الَّذِی فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ وَنَزَلَ الْحَجُّ فَلَمْ یَقُلْ لَهُمْ طُوفُوا اُسْبُوعاً حَتَّی کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هُوَ الَّذِی فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ وَنَزَلَتْ {اَطِیعُوا اللَّهَ وَاَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاُولِی الْاَمْرِ مِنْکُمْ} وَنَزَلَتْ فِی عَلِیٍّ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فِی عَلِیٍّ (مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ)....(برای مطالعه کامل روایت به آدرس ذیل مراجعه کنید.)

[2] شیخ کلینی, محمد بن یعقوب, الاصول من الکافی, ج1, ص286-288, (بَابُ مَا نَصَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولُهُ عَلَی الْاَئِمَّهِ ع وَاحِداً فَوَاحِدا), ح1, ناشر:اسلامیه, تهران, الطبعه الثانیه, 1362 ه. ش.


ابوبصیر می‌گوید: تفسیر این آیه را پرسیدم که می‌گوید: (خداوند, رسول خدا و صاحب الامر از مؤمنان را اطاعت کنید). امام صادق (علیه‌السّلام) فرمود: این آیه در شان علی و دو فرزندش حسن و حسین (علیهم‌السّلام) نازل شده است. گفتم: مردمان می‌گویند: از چه جهت نام علی و خاندانش در آیه نیامده؟ امام صادق (علیه‌السّلام) فرمود: شما در پاسخ آنان بگوئید: دستور نماز خواندن به رسول خدا نازل شد و سخنی از سه رکعت و چهار رکعت آن در میان نیست. این رسول خدا بود که رکعات نماز را تفسیر کرد. دستور پرداخت زکات نازل شد و نگفت که از چهل درهم یک درهم. این رسول خدا بود که نصاب زکات را تفسیر کرد.
دستور حج نازل شد و نگفت که هفت نوبت طواف کنید. این رسول خدا بود که مراسم طواف را تفسیر کرد. بر همین پایه, فرمان خدا نازل شد که: (از رسول خدا و آنانی که صاحب الامر باشند اطاعت کنید) و حکم آن درباره علی و حسن و حسین ثابت و پابرجا ماند. در رابطه با این دستور قرآن بود که رسول خدا فرمود: (هر مؤمنی که من سرپرست و مولای او هستم, علی مولی و سرپرست او خواهد بود)
در روایت فوق برای متن روایت دو سند ذکر شده است, و در پایان روایت مرحوم شیخ کلینی چهار سند دیگر را نیز برای روایت ابوبصیر ذکر کرده و می‌گوید:
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ اَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَالْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَی بْنِ عِمْرَانَ الْحَلَبِیِّ عَنْ اَیُّوبَ بْنِ الْحُرِّ وَعِمْرَانَ بْنِ عَلِیٍّ الْحَلَبِیِّ عَنْ اَبِی بَصِیرٍ عَنْ اَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السّلام) مِثْلَ ذَلِکَ.

[3] شیخ کلینی, محمد بن یعقوب, الاصول من الکافی, ج1, ص287-288, (بَابُ مَا نَصَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولُهُ عَلَی الْاَئِمَّهِ ع وَاحِداً فَوَاحِدا), ح1, ناشر:اسلامیه, تهران, الطبعه الثانیه, 1362 ه. ش.



جدا سازی چهار سند اخیر روایت


برای این‌که تشخیص چهار سند اخیر روایت برای خوانندگان محترم آسان شود, ناچاریم سندها را که در عبارت فوق آمده به صورت مجزا ذکر کنیم؛ زیرا اگر کسی به فنون علم رجال وارد نباشد, تشخیص سند‌ها برای او غیر ممکن خواهد بود:

سند سوم روایت


سند سوم روایت به این شرح است:
محمد بن یحیی, عن احمد بن محمد بن عیسی, عن الحسین بن سعید, عن النضر بن سوید, عن یحیی بن عمران, عن ایوب بن الحر, عن ابوبصیر الاسدی عن ابی عبدالله (علیه‌السّلام).

سند چهارم روایت


سند چهارم روایت به این شرح است:
محمد بن یحیی, عن احمد بن محمد بن عیسی, عن محمد خالد, عن النضر بن سوید....

سند پنجم روایت


سند پنجم روایت به این شرح است:
محمد بن یحیی, عن احمد بن محمد بن عیسی, عن محمد خالد, عن النضر بن سوید, عن یحیی بن عمران الحلبی, عن عمران بن علی الحلبی, عن ابوبصیر الاسدی عن ابی عبدالله (علیه‌السّلام).

سند ششم روایت


سند ششم روایت به این شرح است:
محمد بن یحیی, عن احمد بن محمد بن عیسی, عن الحسین بن سعید, عن النضر بن سوید, عن یحیی بن عمران الحلبی, عن عمران بن علی الحلبی, عن ابوبصیر الاسدی عن ابی عبدالله (علیه‌السّلام).

بررسی سند اول روایت


همانطوری که مشاهده می‌شود روایت فوق از ابوبصیر با شش سند معتبر نقل شده است. برای اثبات صحت این روایت با توجه به رعایت اختصار, در این قسمت سند اول و ششم را از نظر رجالی بررسی می‌کنیم:

علی بن ابراهیم بن‌ هاشم


علی بن ابراهیم یکی از بزرگان شیعه و استاد کلینی است که در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهام می‌زیسته و مرحوم کلینی روایت فراوان از ایشان نقل کرده است. با توجه به نکته فوق ایشان احتیاج به توثیق هم ندارد؛ اما از آنجایی که سخن مستدل شود تصریح کلام نجاشی استاد شیخ طوسی را درباره ایشان ذکر می‌کنیم. نجاشی در رجالش می‌نویسد:
علی بن ابراهیم بن‌هاشم ابو الحسن القمی, ثقه فی الحدیث, ثبت, معتمد, صحیح المذهب...

[4] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص260, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


علی بن ابراهیم قمی, شخص موثق در روایت, پا برجا در علم روایت, مورد اطمینان و اعتماد و دارای مذهب صحیح...

و توثیق شیخ برای ما کافی است و نیازی به آوردن سخنان دیگر علمای رجال نیست.

محمد بن عیسی بن عبید


درباره محمد بن عیسی بن عبید اختلاف اقوال است. نجاشی از بزرگان علمای رجال ایشان را ثقه می‌داند و می‌نویسد:
محمد بن عیسی بن عبید بن یقطین بن موسی مولی اسد بن خزیمه, ابو جعفر, جلیل فی (من) اصحابنا, ثقه, عین, کثیر الروایه, حسن التصانیف.

[5] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص333, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


محمد بن عیسی بن عبید ... شخصی گران‌قدر از شیعیان, موثق, مشهور و جا افتاده, دارای روایات فراوان و کتاب‌های نیکو است.
اما شیخ طوسی (رحمه‌الله‌علیه) ایشان را در رجالش تضعیف کرده و تضیعف خودش را هم مستند به گفتار قمیین کرده و می‌نویسد:
محمد بن عیسی بن عبید الیقطینی, یونسی, ضعیف علی قول القمیین.

[6] شیخ طوسی, محمد بن حسن, رجال الطوسی, ص391, تحقیق:جواد القیومی الاصفهانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الاولی, 1415ه.


محمد بن عیسی بن عبید یقطینی یونسی؛ بنابر گفتار قمیون ضعیف است.

مرحوم آیت‌الله العظمی خویی, در ابتدا محمد بن عیسی را از طریق بررسی استاد و شاگرد این‌گونه معرفی کرده است:
محمد بن عیسی بن عبید: وقع بهذا العنوان فی اسناد کثیر من الروایات, تبلغ مائه وثلاثه وستین موردا.... و روی عنه احمد بن محمد, واحمد بن محمد بن خالد, و احمد بن محمد بن عیسی, والحسن بن علی الهاشمی, وسعد بن عبدالله, وسهل بن زیاد, وعبدالله ابن جعفر الحمیری, وعلی بن ابراهیم, وعلی بن ابراهیم بن‌هاشم.
و در پایان می‌گوید: این شخص متحد با شخص بعدی است که ذکر می‌شود:
اقول: هذا متحد مع من بعده.

[7] موسوی خوئی, سید ابوالقاسم, معجم رجال الحدیث وتفصیل طبقات الرواه, ج18, ص116-119, الطبعه الخامسه, 1413ه 1992م.



آیت‌الله خویی در عنوان بعدی (محمد بن عیسی بن عبید الیقطینی) ابتدا کلام نجاشی را بر توثیق محمد بن عیسی بن عبید, ذکر کرده و بعد به تضعیف شیخ طوسی نیز اشاره نموده و سپس کلام شیخ را این‌گونه نقد کرده است:
والوجه فی ذلک, ان تضعیف الشیخ کما هو صریح کلامه هنا وفی فهرسته, مبنی علی استثنا الصدوق وابن الولید ایاه, من جمله الرجال الذین روی عنهم صاحب نوادر الحکمه, والذی ظهر لنا من کلامهما, انهما لم یناقشا فی محمد بن عیسی بن عبید نفسه, فانما ناقشا فی قسمین من روایاته, وهما: فیما یروی صاحب نوادر الحکمه عنه باسناد منقطع, ... واما فی غیر ذلک فلم یظهر من ابن الولید ولا من الصدوق ترک العمل بروایته.
والذی یکشف عن ذلک: ان الصدوق - قدس سره - تبع شیخه ابن الولید فی الاستثنا المزبور, فلم یرو فی الفقیه ولا روایه واحده, عن محمد بن عیسی, عن یونس, وقد روی فیه عن محمد بن عیسی, عن غیر یونس, فی نفس الکتاب فی المشیخه فی نیف وثلاثین موضعا غیر ما ذکره فی طریقه الیه, وهذا اقوی شاهد علی ان الاستثنا غیر مبتن علی تضعیف محمد بن عیسی بن عبید نفسه, وانما هو لامر یختص بروایاته عن یونس, وهذا الوجه مبنی علی اجتهاد ابن الولید ورایه, ووجهه عندنا غیر ظاهر.
والمتحصل: ان ابن الولید, والصدوق, لم یضعفا محمد بن عیسی نفسه, ولم یناقشا فیه, وقد روی ابن الولید نفسه, عن الصفار, عن محمد بن عیسی بن عبید, عن غیر یونس, .... وفی طریق الصدوق الی محمد بن عیسی بن عبید, هنا, ولکنه لا یروی ما یرویه محمد بن عیسی, عن یونس, بطریق منقطع, او ما ینفرد بروایته عنه, الا ان الشیخ - قدس سره - قد غفل عن خصوصیه کلام ابن الولید, وتخیل ان ترک ابن الولید روایه ما یرویه محمد بن عیسی بن عبید, عن یونس, باسناد منقطع, او ما ینفرد بروایته عنه, مبتن علی ضعف محمد ابن عیسی, فحکم بضعفه تبعا له, ولکن الامر لیس کما تخیل, وانما الاستثنا مبنی علی اجتهاد ابن الولید ورایه, واما الصدوق - قدس سره - قد صرح بانه یتبع شیخه, فلا یروی عمن ترک شیخه الروایه عنه,
.... فالمتلخص ان ابن الولید, والصدوق لم یضعفا الرجل, واما الشیخ فلا یرجع تضعیفه ایاه الی اساس صحیح, فلا معارض للتوثیقات المذکوره.
الامر الثانی: ان الشیخ نسب القول بغلو محمد بن عیسی بن عبید الی قائل مجهول, والظاهر ان هذا القول علی خلاف الواقع, لقول ابن نوح انه کان علی ظاهر العداله والثقه, وقد عرفت من کلام النجاشی وغیره جلاله الرجل من دون غمز فی مذهبه.

[8] موسوی خوئی, سید ابوالقاسم, معجم رجال الحدیث وتفصیل طبقات الرواه, ج18, ص122- 123, الطبعه الخامسه, 1413ه 1992م.


دلیل تضعیف محمد بن عسیی توسط شیخ, همانگونه که در فهرست نیز تصریح کرده, استثنا شیخ صدوق و استادش ابن ولید (از رجال نوادر الحکمه) است. آنچه که از کلام آنها ظاهر می‌شود این است که شیخ صدوق و ابن ولید در خود محمد بن عیسی مناقشه نکرده‌اند؛ بلکه در دو قسم از روایاتش مناقشه کرده‌اند: آنها در روایات او که صاحب نوادر الحکمه با سند منقطع از ایشان روایت کرده مناقشه نموده‌اند .... اما در غیر این روایت ابن ولید و شیخ صدوق این‌گونه نبوده‌اند عمل به روایت او را ترک کرده باشند.
آنچه برای من کشف می‌شود این است که شیخ صدوق (رحمه‌الله‌علیه) در این استثنا از استادش ابن ولید پیروی کرده؛ از این‌جهت در من لا یحضره الفقیه حتی یک روایت از محمد بن عیسی از یونس روایت نکرده بلکه در مشیخه همان کتاب سی و چند مورد از محمد بن عیسی از غیر طریق یونس روایت آورده است. و این قوی‌ترین شاهد است بر این که استثنا مبتنی بر تضعیف محمد بن عسی بن عبید نیست؛ بلکه این استثنا به‌خاطر روایت او از یونس است. و این وجه مبنی بر اجتهاد ابن ولید و رای او است که دلیل آن برای ما روشن نیست.
خلاصه این که ابن ولید و شیخ صدوق خود محمد بن عیسی را تضعیف نکرده و در خود او مناقشه‌ای ندارند. همانا خود ابن ولید از طریق صفار از محمد بن عیسی بن عبید از غیر یونس روایت نقل کرده است .... . و در طریق شیخ صدوق محمد بن عبید قرار دارد ولی ایشان آن روایتی را که محمد بن عیسی از طریق یونس را به طریق منقطع روایت نمی‌کند یا آن روایتی را که به تنهایی یونس در آن قرار دارد. شیخ از خصوصیت کلام ابن ولید غافل شده است و گمان کرده که ابن ولید روایت محمد بن عیسی را از طریق یونس با سند منقطع و یا منفرد, ترک کرده, به خاطر ضعف محمد بن عیسی است و به تبع او را تضعیف کرده است؛ در حالی که امر این‌گونه نیست بلکه توهم و گمان است. و استثنا کار اجتهادی و رای ابن ولید است. و شیخ صدوق نیز تصریح کرده است که من استادم متابعت می‌کنم از این‌جهت از طریق راویی که شیخش آن را ترک کرده روایت نمی‌کند.
خلاصه این‌که ابن ولید و شیخ صدوق محمد بن عیسی را تضعیف نکرده‌اند. و تضعیف شدن محمد بن عیسی توسط شیخ اساس درستی ندارد و از این‌جهت معارض با توثیق نجاشی نیست.
امر دوم این‌که شیخ تضعیفش را مستند به غلو محمد بن عیسی کرده و سخن خود را در مورد غلوی او به یک گوینده ناشناس نسبت داده است. و ظاهرا این سخن خلاف واقع است؛ چرا که ابن نوح محمد بن عیسی را عادل و ثقه می‌داند و سخن نجاشی و غیر او را در مورد محمد بن عیسی شناختید.
علامه حلی نیز در خلاصه الاقوال روایت محمد بن عیسی را قبول دارد و با ذکر اختلاف اقوال درباره او نظرش را این‌گونه می‌نویسد:
والاقوی عندی قبول روایته.

[9] علامه حلی, حسن بن یوسف, خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال, ص242, تحقیق:فضیله الشیخ جواد القیومی, ناشر:مؤسسه نشر الفقاهه, الطبعه:الاولی, 1417ه.



یونس بن عبدالرحمان


شخص سومی که در سلسله سند روایت قرار دارد, یونس بن عبدالرحمن است. نجاشی ایشان را از بزرگان امامیه و داری منزلت بزرگ می‌داند:
یونس بن عبدالرحمن مولی علی بن یقطین بن موسی, مولی بنی اسد, ابو محمد, کان وجها فی اصحابنا, متقدما, عظیم المنزله.

[10] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص446, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


یونس بن عبدالرحمان غلام علی بن یقطین بن موسی است ... یکی از بزرگان اصحاب ما و دارای جایگاه بزرگ و بلندی است.

شیخ طوسی ایشان را موثق می‌داند و درباره او می‌نویسد: یونس بن عبدالرحمان, مولی علی بن یقطین, ضعفه القمیون, وهو ثقه.

[11] شیخ طوسی, محمد بن حسن, رجال الطوسی, ص346, تحقیق:جواد القیومی الاصفهانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الاولی, 1415ه.


یونس بن عبدالرحمان ... قمیون او را تضعیف کرده‌اند ولی موثق است.

ایشان در جای دیگر نیز می‌نویسند: گرچه او را قمیون مورد طعن قرار داده‌اند ولی ایشان نزد من موثق است:
یونس بن عبد الرحمان, من اصحاب ابی الحسن موسی (علیه‌السّلام), مولی علی بن یقطین, طعن علیه القمیون, وهو عندی ثقه.

[12] شیخ طوسی, محمد بن حسن, رجال الطوسی, ص368, تحقیق:جواد القیومی الاصفهانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الاولی, 1415ه.



عبدالله بن مسکان


عبدالله مسکان نیز در نزد علمای رجالی شیعه موثق است. نجاشی می‌گوید: عبدالله بن مسکان ابو محمد مولی [عنزه], ثقه, عین, روی عن ابی الحسن موسی (علیه‌السّلام).

[13] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص214, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


عبدالله بن مسکان... موثق, مشهور و جا افتاده است که از امام کاظم (علیه‌السّلام) روایت دارد.

شیخ طوسی نیز درباره او می‌نویسد: عبدالله بن مسکان, ثقه. له کتاب...

[14] شیخ طوسی, محمد بن حسن, الفهرست, ص168, تحقیق:الشیخ جواد القیومی, ناشر:مؤسسه نشر الفقاهه, چاپخانه:مؤسسه النشر الاسلامی, الطبعه الاولی1417.


عبدالله بن مسکان, ثقه, و دارای کتاب است

ابوبصیر اسدی


ابوبصیر اسدی آخرین روای در روایت است که از امام صادق (علیه‌السّلام) آن را نقل کرده است. این شخص نیز در نزد علمای رجال شیعه موثق است. نجاشی درباره او می‌نویسد:
یحیی بن القاسم ابوبصیر الاسدی, وقیل: ابو محمد, ثقه, وجیه,

[15] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص441, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


یحیی بن قاسم ابوبصیر اسدی و گفته شده کنیه‌اش ابومحمد, ثقه و مشهور و مورد قبول است.

نتیجه بررسی سند اول روایت


با توجه به آنچه ذکر شد, همه راویان در سند اول, موثق و امامی هستند و در نهایت روایت نیز صحیح است.

بررسی سند ششم روایت


بعد از بررسی نخستن سند روایت و اثبات صحت آن, اکنون آخرین سند نیز از نظر رجالی بررسی می‌شود. در این سند افراد ذیل قرار دارند:

محمد بن یحی العطار


محمد بن یحیای عطار قمی, از چهره شناخته شده و موثق امامی و از اساتید مرحوم کلینی است که رجال شناسان او را ثقه و مورد اعتماد می‌دانند. نجاشی در باره او می‌گوید:
محمد بن یحیی ابوجعفر العطار القمی, شیخ اصحابنا فی زمانه, ثقه, عین, کثیر الحدیث.

[16] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص353, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


محمد بن یحیی ابوجعفر عطار قمی, از اساتید شیعیان در زمان خودش, و فرد موثق, مشهور و دارای روایات فراون است.

براساس توثیق نجاشی است که بزرگان دیگر علمای شیعه نیز بر توثیق محمد بن یحیی اتفاق‌نظر دارند و این اتفاق را آقای نمازی شاهرودی نقل کرده است:
محمد بن یحیی ابوجعفر العطار الاشعری القمی: کثیر الروایه, من مشائخ الکلینی, شیخ اصحابنا فی زمانه, ثقه بالاتفاق.

[17] نمازی شاهرودی, شیخ علی, مستدرکات علم رجال الحدیث, ج7, ص364, ناشر: ابن المؤلف, چاپخانه: شفق - طهران, الاولی1412هـ.



احمد بن محمد بن عیسی الاشعری


احمد بن محمد بن عیسی اشعری نیز از بزرگان و فقهای گرانقدر شیعه است. نجاشی درباره او می‌نویسد:
احمد بن محمد بن عیسی بن عبدالله بن سعد بن مالک بن الاحوص بن السائب بن مالک بن عامر الاشعری. من بنی ذخران بن عوف بن الجماهر بن الاشعر یکنی ابا جعفر, واول من سکن قم من آبائه سعد بن مالک بن الاحوص...... . وابو جعفر رحمه الله شیخ القمیین, ووجههم, وفقیههم, غیر مدافع. وکان ایضا الرئیس الذی یلقی السلطان بها, ولقی الرضا (علیه‌السّلام).

[18] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص81-82, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


احمد بن محمد بن عیسی بن عبدالله... از بنی زخران بن عوف بن جماهر بن اشعر و کنیه‌اش ابوجعفر است. او نخستین فرد از خاندان سعد بن مالک است که در قم سکنی گزید ..... و ابوجعفر (رحمه‌الله‌علیه) شیخ قمیون, چهره شناخته شده و فقیه مردم قم بود.... .

شیخ طوسی نیز بعد از این‌که ایشان را معرفی کرده آورده است:
وابوجعفر هذا شیخ قم ووجهها وفقیهها غیر مدافع, وکان ایضا الرئیسالذی یلقی السلطان بها, ولقی ابا الحسن الرضا (علیه‌السّلام).

[19] شیخ طوسی, محمد بن حسن, الفهرست, ص68, تحقیق:الشیخ جواد القیومی, ناشر:مؤسسه نشر الفقاهه, چاپخانه:مؤسسه النشر الاسلامی, الطبعه الاولی1417.



حسین بن سعید الاهوازی


آیت‌الله العظمی خویی می‌نویسند: حسین بن سعید اهوازی با حسین بن سعید بن حماد متحد است:
الحسین بن سعید الاهوازی: روی عن النضر بن سوید, وروی عنه احمد بن محمد بن عیسی الاشعری. اقول: هذا متحد مع ما بعده.
3424 - الحسین بن سعید بن حماد:
و شیخ طوسی در کتاب الفهرست, حسین بن سعید بن حماد را موثق می‌داند و او را این گونه معرفی می‌کند:
الحسین بن سعید بن حماد بن سعید بن مهران الاهوازی, من موالی علی بن الحسین (علیهماالسلام), ثقه, روی عن الرضا وابی جعفر الثانی وابی الحسن الثالث (علیهماالسلام), واصله کوفی, وانتقل مع اخیه الحسن رضی الله عنه الی الاهواز, ثم تحول الی قم, فنزل علی الحسن بن ابان, وتوفی بقم.

[20] شیخ طوسی, محمد بن حسن, الفهرست, ص112, تحقیق:الشیخ جواد القیومی, ناشر:مؤسسه نشر الفقاهه, چاپخانه:مؤسسه النشر الاسلامی, الطبعه الاولی1417.


حسین بن سعید بن حماد بن سعید بن مهران اهوازی از موالیان علی بن حسین (علیهماالسلام), موثق است که از امام هشتم, ابوجعفر دوم (امام جواد) و ابو الحسن سوم (امام هادی) (علیهم‌السّلام) روایت کرده است. و اصل او از کوفه است که همراه برادرش حسن به اهواز آمد سپس به سوی قم و در آنجا بر حسن بن ابان وارد شد و در قم وفات یافت.

ایشان در جای دیگر نیز به وثاقت ایشان تصریح می‌کند:
الحسین بن سعید بن حماد, مولی علی بن الحسین (علیهماالسلام), صاحب المصنفات, الاهوازی, ثقه.

[21] شیخ طوسی, محمد بن حسن, رجال الطوسی, ص355, تحقیق:جواد القیومی الاصفهانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الاولی, 1415ه.


علامه حلی نیز در خلاصه الاقوال ایشان به تعبیرات همانند: ثقه, عین و جلیل القدر توصیف کرده است:
الحسین بن سعید بن حماد بن مهران الاهوازی, مولی علی بن الحسین (علیهماالسلام), ثقه, عین, جلیل القدر.

[22] علامه حلی, حسن بن یوسف, خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال, ص114, تحقیق:فضیله الشیخ جواد القیومی, ناشر:مؤسسه نشر الفقاهه, الطبعه:الاولی, 1417ه.



نضر بن سوید الصیرفی


نضر بن سوید نیز از جمله راویا موثق است که در سند روایت قرار دارد. شیخ طوسی درباره او می‌نویسد:
النضر بن سوید, له کتاب, وهو ثقه.

[23] شیخ طوسی, محمد بن حسن, رجال الطوسی, ص345, تحقیق:جواد القیومی الاصفهانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الاولی, 1415ه.


علامه حلی نیز در مورد ایشان می‌نویسد:
النضر بن سوید الصیرفی, من اصحاب الکاظم (علیه‌السّلام), ثقه کوفی, صحیح الحدیث, انتقل الی بغداد, له کتاب.

[24] علامه حلی, حسن بن یوسف, خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال, ص283, تحقیق:فضیله الشیخ جواد القیومی, ناشر:مؤسسه نشر الفقاهه, الطبعه:الاولی, 1417ه.


نضر بن سوید صیرفی از اصحاب امام کاظم (علیه‌السّلام) موثق, اهل کوفه و دارای روایت صحیح است به بغداد منتقل شد و دارای کتاب‌هایی است.

یحیی بن عمران الحلبی


یحیی بن عمران بن علی نیز بنابر تصریح نجاشی موثق است. ایشان درباره او می‌نویسد:
یحیی بن عمران بن علی بن ابی شعبه الحلبی روی عن ابی عبدالله وابی الحسن (علیهماالسلام), ثقه ثقه, صحیح الحدیث.

[25] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص444, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


یحیی بن عمران بن علی بن ابی شعبه حلبی از امام صادق و امام کاظم (علیهماالسّلام) روایت کرده و درباره ایشان دو مرتبه گفته است که او ثقه و دارای روایت صحیح است.

علامه حلی در خلاصه الاقوال نیز همین عبارت را دارد:

[26] علامه حلی, حسن بن یوسف, خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال, ص294, تحقیق:فضیله الشیخ جواد القیومی, ناشر:مؤسسه نشر الفقاهه, الطبعه:الاولی, 1417ه.



عمران بن علی الحلبی


عمران بن علی حلبی نیز از موثقان رجال شیعه است. نجاشی ایشان را در ترجمه احمد بن عمر بن ابی شعبه حلبی که پسر عموی عمران بن علی حلبی است, توثیق کرده است:
احمد بن عمر بن ابی شعبه الحلبی ثقه, روی عن ابی الحسن الرضا (علیه‌السّلام) وعن ابیه من قبل, وهو ابن عم عبید الله وعبد الاعلی وعمران ومحمد الحلبیین, روی ابوهم عن ابی عبدالله (علیه‌السّلام), وکانوا ثقات.

[27] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص98, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


احمد بن عمران بن ابی شعبه حلبی ثقه است. او از امام رضا (علیه‌السّلام) روایت نقل کرده است. او پسر عموی عبیدالله, عبدالاعلی و عمران و محمد حلبی است که پدرشان از امام صادق (علیه‌السّلام) روایت نقل کرده است. و آنها همه موثق بوده‌اند.
توثیق عمران بن علی حلبی در ضمن توثیق برادرش عبیدالله بن علی است که شیخ طوسی همه آل ابی شعبه را موثق می‌داند:
عبید الله بن علی بن ابی شعبه الحلبی... وآل ابی شعبه بالکوفه بیت مذکور من اصحابنا, وروی جدهم ابو شعبه عن الحسن والحسین (علیهماالسلام), وکانوا جمیعهم ثقات مرجوعا الی ما یقولون.

[28] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص230-231, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


عبیدالله بن علی بن ابی شعبه حلبی .... و آل ابی شعبه در کوفه از شیعیان است و جد آنان ابوشعبه از امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) روایت کرده است. و همه آنان ثقه بودند و مرجع مردم بودند در آنچه می‌گفتند.

بنابراین آل شعبه تماما گذشته از توثیق فردی, توثیق جمعی نیز دارند.

ابوبصیر الاسدی


ترجمه ابوبصیر اسدی در سند اول این روایت گذشت و روشن شد که او موثق است.

نتیجه بررسی سند ششم روایت


با توجه به بررسی دو سند آن که انجام شد, روایت نخست صحیح و مورد اعتبار و قابل احتجاج است. در نهایت اهل‌بیت عدل قرآن کردیم و همتای آن است که تا روز قیامت از همدیگر جدا نمی‌شوند. از این‌جهت که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم) دستور داده است که به قرآن و اهل‌بیت تمسک شود.

روایت دوم


روایت دوم از طریق محمد بن مسلم از امام باقر (علیه‌السّلام) روایت شده است که حضرت کیفیت خطبه خواندن در نماز جمعه را به شیعیان آموزش داده و به روایت شریف ثقلین نیز اشاره کرده است.
این روایت را نیز مرحوم کلینی در کتاب (اصول کافی) با این سند نقل کرده است:
6-مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ اَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَی الْحَلَبِیِّ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَهَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ اَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السّلام) فِی خُطْبَهِ یَوْمِ الْجُمُعَهِ الْخُطْبَهُ الْاُولَی: ..... اُوصِیکُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَی اللَّهِ الَّذِی یَنْفَعُ بِطَاعَتِهِ مَنْ اَطَاعَهُ وَالَّذِی یَضُرُّ بِمَعْصِیَتِهِ مَنْ عَصَاهُ الَّذِی اِلَیْهِ مَعَادُکُمْ وَعَلَیْهِ حِسَابُکُمْ فَاِنَّ التَّقْوَی وَصِیَّهُ اللَّهِ فِیکُمْ وَفِی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: {وَلَقَدْ وَصَّیْنَا الَّذِینَ اُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَاِیَّاکُمْ اَنِ اتَّقُوا اللَّهَ وَاِنْ تَکْفُرُوا فَاِنَّ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَما فِی الْاَرْضِ وَکانَ اللَّهُ غَنِیًّا حَمِیداً} انْتَفِعُوا بِمَوْعِظَهِ اللَّهِ وَالْزَمُوا کِتَابَهُ فَاِنَّهُ اَبْلَغُ الْمَوْعِظَهِ وَخَیْرُ الْاُمُورِ فِی الْمَعَادِ عَاقِبَهً وَلَقَدِ اتَّخَذَ اللَّهُ الْحُجَّهَ فَلَا یَهْلِکُ مَنْ هَلَکَ اِلَّا عَنْ بَیِّنَهٍ وَلَا یَحْیَی مَنْ حَیَّ اِلَّا عَنْ بَیِّنَهٍ وَقَدْ بَلَّغَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) الَّذِی اُرْسِلَ بِهِ فَالْزَمُوا وَصِیَّتَهُ وَمَا تَرَکَ فِیکُمْ مِنْ بَعْدِهِ مِنَ الثَّقَلَیْنِ کِتَابِ اللَّهِ وَاهل‌بیتهِ اللَّذَیْنِ لَا یَضِلُّ مَنْ تَمَسَّکَ بِهِمَا وَلَا یَهْتَدِی مَنْ تَرَکَهُمَا
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ وَاِمَامِ الْمُتَّقِینَ وَرَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ثُمَّ تَقُولُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی اَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَوَصِیِّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ثُمَّ تُسَمِّی الْاَئِمَّهَ حَتَّی تَنْتَهِیَ اِلَی صَاحِبِکَ ..... (برای مطالعه کامل روایت به آدرس ذیل مراجعه کنید:

[29] شیخ کلینی, محمد بن یعقوب, الاصول من الکافی, ج3, ص422-424, ناشر:اسلامیه, تهران, الطبعه الثانیه, 1362 ه. ش.

)
امام باقر (علیه‌السّلام) فرمود: در خطبه اول نماز جمعه بگویید: .... ای بندگان خدا شما را به تقوی و پرهیز از خشم خدا توصیه می‌کنم. آن خدائی که مطیعان را سود می‌بخشد و عاصیان را به خسارت می‌کشاند, خدائی که بازگشت شما به سوی او است و حسابرسی شما نیز با او است. تقوی, همان توصیه الهی است که می‌گوید: (به خدا سوگند ما به آن ملت‌ها که پیش از شما, کتاب آسمانی دادیم و به شما که بعد از آنان کتاب آسمانی دادیم, توصیه کرده‌ایم که تقوی پیشه کنید, و اگر ناسپاسی کنید و کتاب خدا را نادیده انگارید, این را بدانید که آن‌چه در آسمان‌ها و زمین است, از آن خدا است و خداوند از طاعت و تقوای شما بی‌نیاز است و در کار خود ستوده کردار).
‌ای بندگان خدا از پند خدا بهره گیرید و کتاب خدا را پذیرا شوید که رساترین پندها در کتاب خدا است, و در روز رستاخیز, فرجام نیک شما را ضامن است. به خدا سوگند که خدای عزّوجلّ حجّت لازم را اتخاذ کرده است: با این حجت, کسی به وادی تباهی سقوط نمی‌کند مگر بعد از شناخت و بینش و کسی به حیات معنوی دست نمی‌یابد مگر بعد از شناخت و بینش. رسول خدا ماموریت خود را ابلاغ کرد, شما وصیت او را از یاد مبرید و به دو میراث گران‌بهای کتاب خدا و عترت, چنگ زنید.
میراثی که پیروان آن گمراه نشوند و تارکان آن به راه صواب نرسند. بار خدایا بر محمد, بنده و رسولت صلوات فرست: سرور رسولان, پیشوای پرهیزگاران, پیام‌آور پروردگار جهانیان. بار خدایا بر پیشوای اولین امیرمؤمنان وصیّ رسول خدا بر جهانیان صلوات فرست. سپس حضرت نام‌های تمامی ائمه (علیهم‌السّلام) را نام برد تا این که به نام آخرین حجت خدا (امام زمان (علیه‌السّلام)) رسید....

بررسی سند روایت


در سلسله سند روایت افراد ذیل قرار دارند:
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ اَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَی الْحَلَبِیِّ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَهَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ اَبِی جَعْفَرٍ. .
1. محمد بن یحیی عطار:
توثیق محمد بن یحیی العطار در سند روایت اول از بیان نجاشی (شیخ اصحابنا فی زمانه, ثقه, عین, کثیر الحدیث) روشن شد.
2. احمد بن محمد بن عیسی اشعری:
توثیق ایشان نیز در ذیل روایت اول از بیان نجاشی (شیخ القمیین, ووجههم, وفقیههم) بیان شد.
3. حسین بن سعید اهوازی:
توثیق این شخص نیز در ذیل روایت نخست از بیان شیخ طوسی و علامه حلی مشروحاً بیان شد.
4. نضر بن سوید صیرفی:
توثیق ایشان نیز از بیان شیخ طوسی و علامه حلی در روایت اول بیان شد.
5. یحیی بن عمران حلبی:
نجاشی درباره یحیی بن عمران دو مرتبه (ثقه ثقه) گفته و متن کلامش در ذیل روایت اول ذکر شد.

برید بن معاویه عجلی


ششمین راوی, برید بن معاویه عجلی امامی و موثق است. ایشان از جمله افرادی است که نزد امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) جایگاه ویژه‌ای داشته است. نجاشی در این‌باره می‌نویسد:
برید بن معاویه ابو القاسم العجلی, عربی, روی عن ابی عبدالله وابی جعفر (علیهماالسلام), و مات فی حیاه ابی عبدالله [(علیه‌السّلام)], وجه من وجوه اصحابنا, وفقیه ایضا, له محل عند الائمه.

[30] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص112, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


برید بن معاویه ابو القاسم عجلی, عربی است. از امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) روایت کرده و در زمان امام صادق (علیه‌السّلام) از دنیا رفته است. او فرد مشهور و فقیه اصحاب ما است و نزد امامان (علیهم‌السّلام) دارای جایگاه ویژه داشت.
کشی در کتابش برید بن معاویه را از اصحاب اجماع ذکر کرده ومی نویسد:
فی تسمیه الفقها من اصحاب ابی جعفر وابی عبدالله (علیهماالسلام).
431 - قال الکشی: اجمعت العصابه علی تصدیق هؤلا الاولین من اصحاب ابی جعفر (علیه‌السّلام) وابی عبدالله (علیه‌السّلام) وانقادوا لهم بالفقه, فقالوا: افقه الاولین سته: زراره, ومعروف بن خربوذ, وبرید, وابوبصیر الاسدی, والفضیل بن یسار, ومحمد بن مسلم الطائفی, قالوا: وافقه السته زراره, وقال بعضهم مکان ابی بصیر الاسدی ابوبصیر المرادی وهو لیث بن البختری.

[31] شیخ طوسی, محمد بن حسن, اختیار معرفه الرجال المعروف برجال الکشی, تصحیح وتعلیق:المعلم الثالث میرداماد الاستربادی, ج2, ص507, تحقیق:السید مهدی الرجائی, ناشر:مؤسسه آل البیت (علیهم‌السّلام), قم, تاریخ الطبع:1404 ه.


کشی می‌گوید: شیعیان بر تصدیق این افراد از اصحاب امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) اجماع دارند و آنان را به‌عنوان فقیه شیعه قبول دارند. شش تن از فقهای نخست آنان این است: زراره, معروف بن خربوذ, برید بن معاویه, ابوبصیر اسدی, فضیل بن یسار, محمد بن مسلم طائفی. گفته‌اند: فقیه‌ترین این فقهای ششگانه زراره است و برخی به جای ابوبصیر اسدی, ابوبصیر مرادی است.


و به دنبال این‌مطلب روایات متعددی از امام صادق (علیه‌السّلام) در مدح برید بن معاویه آورده است.
حدثنی حمدویه بن نصیر, عن یعقوب بن یزید, عن القاسم بن عروه, عن ابی العباس الفضل بن عبد الملک, قال: سمعت ابا عبدالله (علیه‌السّلام) یقول: احب الناس الی احیا وامواتا اربعه: برید بن معاویه العجلی, وزراره, ومحمد بن مسلم, والاحول وهم احب الناس الی احیا وامواتا.

[32] شیخ طوسی, محمد بن حسن, اختیار معرفه الرجال المعروف برجال الکشی, تصحیح وتعلیق:المعلم الثالث میرداماد الاستربادی, ج1, ص347, تحقیق:السید مهدی الرجائی, ناشر:مؤسسه آل البیت (علیهم‌السّلام), قم, تاریخ الطبع:1404 ه.


فضل بن عبدالملک می‌گوید: از امام صادق (علیه‌السّلام) شنیدم که می‌فرمود: محبوب‌ترین مردم در نزد من در حال حیات و پس از حیات‌شان چهار نفر‌اند: برید بن معاویه عجلی, زراه, محمد بن مسلم و احول. آنان محبوب‌ترین مردم در حال حیات و پس از حیات‌شان نزد من هستند.

در روایت دیگر امام صادق (علیه‌السّلام) برید بن معاویه و محمد بن مسلم و برخی دیگر را به بهشت بشارت داده است:
286 - حدثنی حمدویه بن نصیر, قال حدثنا یعقوب بن یزید, عن محمد بن ابی عمیر, عن جمیل بن دراج, قال سمعت ابا عبدالله (علیه‌السّلام) یقول بشر المخبتین بالجنه برید بن معاویه العجلی, وابوبصیر بن لیث البختری المرادی, ومحمد بن مسلم, وزراره, اربعه نجبا امنا الله علی حلاله وحرامه, لولا هؤلا انقطعت آثار النبوه واندرست.

[33] شیخ طوسی, محمد بن حسن, اختیار معرفه الرجال المعروف برجال الکشی, تصحیح وتعلیق:المعلم الثالث میرداماد الاستربادی, ج1, ص398, تحقیق:السید مهدی الرجائی, ناشر:مؤسسه آل البیت (علیهم‌السّلام), قم, تاریخ الطبع:1404 ه.


جمیل بن دراج می‌گوید: از امام صادق (علیه‌السّلام) شنیدم که می‌فرمود: برگزیدگان را به بهشت بشارت بده, برید بن معاویه عجلی, ابوبصیر بن لیث بختری مرادی, محمد بن مسلم, و زراره چهار تن برگزیده و امینان خداوند بر حلال و حرام خداوند است. اگر اینها نباشند آثار نبوت محو و نابود می‌شد.
در روایت دیگر برید بن معاویه و محمد بن مسلم و ابوبصیر و زاره به عنوان پایه‌های زمین و نشانه‌های دین معرفی شده است:
432 - حدثنا الحسین بن الحسن بن بندار القمی, قال: حدثنی سعد بن عبدالله بن ابی خلف القمی, قال: حدثنی محمد بن عبدالله المسمعی, قال: حدثنی علی بن حدید, وعلی بن اسباط, عن جمیل بن دراج, قال: سمعت ابا عبدالله (علیه‌السّلام) یقول: اوتاد الارض, واعلام الدین اربعه: محمد بن مسلم, وبرید بن معاویه, ولیث بن البختری المرادی, وزراره بن اعین.

[34] شیخ طوسی, محمد بن حسن, اختیار معرفه الرجال المعروف برجال الکشی, تصحیح وتعلیق:المعلم الثالث میرداماد الاستربادی, ج2, ص507, تحقیق:السید مهدی الرجائی, ناشر:مؤسسه آل البیت (علیهم‌السّلام), قم, تاریخ الطبع:1404 ه.


جمیل بن دراج می‌گوید: از امام صادق (علیه‌السّلام) شنیدم که می‌فرمود: ارکان (میخ‌های) زمین و نشانه‌های دین چهار نفر‌اند: محمد بن مسلم, برید بن معاویه, لیث بن بختری مرادی و زاره بن اعین.

محمد بن مسلم الثقفی


آخرین راوی در این روایت محمد بن مسلم ثقفی از اصحاب اجماع و از اصحاب امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) است. نجاشی درباره ایشان می‌نویسد:
محمد بن مسلم بن رباح ابو جعفر الاوقص الطحان مولی ثقیف الاعور, وجه اصحابنا بالکوفه, فقیه, ورفع صحب ابا جعفر وابا عبدالله (علیهماالسلام), وروی عنهما وکان من اوثق الناس.

[35] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص323-324, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


محمد بن مسلم بن رباح... بزرگ اصحاب ما در کوفه و فقیه بود. او به صحبت امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) دست یافت و از آن بزرگواران روایت نقل کرده است. و او از موثق‌ترین مردم بود.

در نتیجه روایت دوم نیز از نظر سند صحیح است.

روایت سوم


ابوجعفر صفار از علمای قرن سوم شیعه از امام صادق (علیه‌السّلام) روایتی نقل کرده که آن حضرت روایت ثقلین را از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بیان کرده است:
4-حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ ذَرِیحِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ اَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السّلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: اِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَاهل‌بیتی فَنَحْنُ اهل‌بیتهِ.

[36] صفار, محمد بن حسن, بصائر الدرجات, ص414, تحقیق:تصحیح وتعلیق وتقدیم:الحاج میرزا حسن کوچه باغی, ناشر:منشورات الاعلمی - طهران, سال چاپ:1404 - 1362 ش.


امام صادق (علیه‌السّلام) فرمود: رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: همانا من در میان شما دو شی گران‌بها را در میان می‌گذارم, یکی کتاب خداوند و دیگری اهل‌بیت من؛ پس ما اهل‌بیت رسول خدا هسیتم.

حسن بن سلیمان حلی از دانشمندان بزرگ شیعه در قرن نهم هجری, همین روایت را با همین سند در مختصر بصائر الدرجات که اصل این کتاب از سعد بن عبدالله اشعری قمی می‌باشد, این‌گونه نقل کرده است:
محمد بن الحسین بن ابی الخطاب عن جعفر بن بشیر البجلی عن ذریح ابن محمد بن یزید المحاربی عن ابی عبدالله علی السلام قال قال رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) انی قد ترکت فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل‌بیتی فنحن اهل‌بیته.

[37] حلی, حسن بن سلیمان, مختصر بصائر الدرجات, ص90, ناشر:منشورات المطبعه الحیدریه - النجف الاشرف, چاپ:الاولی1370 - 1950 م.



بررسی سند روایت


در سلسله سند این روایت افراد ذیل قرار دارند که به ترتیب از نظر رجالی بررسی و توثیقات آنان را بیان می‌کنیم:

محمد بن حسین


این شخص همان محمد بن الحسین ابوالخطاب و کنیه‌اش ابوجعفر زیات است. او از علمای جلیل القدر و موثق امامیه می‌باشد. نجاشی ایشان را این‌گونه معرفی کرده است:
محمد بن الحسین بن ابی الخطاب, ابو جعفر الزیات الهمدانی - واسم ابی الخطاب زید - جلیل من اصحابنا, عظیم القدر, کثیر الروایه, ثقه, عین, حسن التصانیف, مسکون الی روایته.

[38] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص334, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


محمد بن حسین بن ابی الخطاب, کنیه‌اش ابوجعفر زیات همدانی است. و نام‌ ابی الخطاب زید است. محمد بن الحسین از بزرگان اصحاب ما, عظیم القدر, دارای روایات بسیار, موثق و مشهور, بوده و دارای تالیفات قابل ستایش و روایاتی است که به انسان آرامش می‌دهد.
شیخ طوسی در فهرست و رجالش نیز آورده است:
محمد بن الحسین بن ابی الخطاب, کوفی, ثقه.

[39] شیخ طوسی, محمد بن حسن, الفهرست, ص215, تحقیق:الشیخ جواد القیومی, ناشر:مؤسسه نشر الفقاهه, چاپخانه:مؤسسه النشر الاسلامی, الطبعه الاولی1417.


ایشان در کتاب رجالش می‌گوید:
محمد بن الحسین بن ابی الخطاب الزیات الکوفی, ثقه, من اصحاب ابی جعفر الثانی (علیه‌السّلام).

[40] شیخ طوسی, محمد بن حسن, رجال الطوسی, ص391, تحقیق:جواد القیومی الاصفهانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الاولی, 1415ه.



جعفر بن بشیر


دومین فرد در سند روایت نیز از موثقان امامیه است. نجاشی درباره ایشان می‌نویسد:
جعفر بن بشیر ابو محمد البجلی الوشا من زهاد اصحابنا وعبادهم ونساکهم, وکان ثقه, ... کان ابو العباس بن نوح یقول: کان یلقب فقحه العلم, روی عن الثقات ورووا عنه.

[41] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص119, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


جعفر بن بشیر, ابومحمد بجلی از زاهدان و عابدان شیعه و ثقه بود. ابوالعباس بن نوح می‌گوید: او به (فقحه العلم) (کسی که جامع علوم) ملقب بود و از افراد موثق روایت می‌کرد و نیز افراد موثق از او روایت کرده‌اند.

شیخ طوسی در کتاب (الفهرست) می‌نویسد:
جعفر بن بشیر البجلی, ثقه, جلیل القدر. له کتاب, اخبرنا به ابن ابی جید, عن ابن الولید, عن محمد بن الحسن الصفار والحسن بن متیل, عن محمد بن الحسین بن ابی الخطاب, عن جعفر بن بشیر....

[42] شیخ طوسی, محمد بن حسن, الفهرست, ص92, تحقیق:الشیخ جواد القیومی, ناشر:مؤسسه نشر الفقاهه, چاپخانه:مؤسسه النشر الاسلامی, الطبعه الاولی1417.


جعفر بن بشیر بجلی موثق و جلیل القدر است. او کتابی دارد که ابن ابی جید از ابن ولید از محمد بن حسن صفار و حسن بن متیل از محمد بن حسین ابوالخطاب از جعفر بن بشیر خبر داده است.

ذریح محاربی


نجاشی ذریح را این گونه معرفی کرده است:
ذریح بن محمد بن یزید ابو الولید المحاربی, عربی من بنی محارب بن خصفه, روی عن ابی عبدالله وابی الحسن (علیهماالسلام). ذکره ابن عقده وابن نوح. له کتاب یرویه عده من اصحابنا.

[43] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص163, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


ذریح بن محمد بن یزید کنیه‌اش ابوالولید محاربی اصالتا عرب و از بنی محارب است که از امام صادق و امام کاظم (علیهماالسلام) روایت نقل کرده است. ابن عقده و ابن نوح می‌گویند: او دارای کتابی است که عده‌ای از شیعیان آن را نقل کرده‌اند.

و شیخ طوسی ایشان را ثقه می‌داند و درباه او می‌نویسد:
ذریح المحاربی, ثقه. له اصل.

[44] شیخ طوسی, محمد بن حسن, الفهرست, ص127, تحقیق:الشیخ جواد القیومی, ناشر:مؤسسه نشر الفقاهه, چاپخانه:مؤسسه النشر الاسلامی, الطبعه الاولی1417.


مرحوم آیت‌الله العظمی خویی درباره وثاقت و جایگاه او به این روایت اشاره کرده و می‌نویسد:
وکفی فی جلاله ذریح ما رواه الصدوق بسند صحیح, عن عبدالله بن سنان, قال: اتیت ابا عبدالله (علیه‌السّلام), فقلت له: جعلت فداک ما معنی قول الله (عزّوجلّ) (ثم لیقضوا تفثهم)؟ قال (علیه‌السّلام): اخذ الشارب وقص الاظافیر وما اشبه ذلک, قال: قلت له: جعلت فداک, فان ذریحا المحاربی حدثنی عنک انک قلت: لیقضوا تفثهم لقا الامام ولیوفوا نذورهم تلک المناسک. قال (علیه‌السّلام): صدق ذریح وصدقت, ان للقرآن ظاهرا وباطنا ومن یحتمل ما احتمل ذریح؟.

[45] موسوی خوئی, سید ابوالقاسم, معجم رجال الحدیث وتفصیل طبقات الرواه, ج8, ص158, الطبعه الخامسه, 1413ه 1992م.


در بزرگی شان ذریح همین کفایت می‌کند که شیخ صدوق با سند صحیح روایت کرده است که عبدالله بن سنان می‌گوید: من خدمت امام صادق (علیه‌السّلام) رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم معنای این سخن خداوند (ثم لیقضوا تفثهم) چیست؟ آن حضرت فرمود: گرفتن شارب و ناخن‌ها و نظیر اینها. من عرض کردم فدایت شوم: ذریح محاربی از شما روایت کرده که شما فرموده‌اید: ؟ ؟ ؟ ؟ امام (علیه‌السّلام) فرمود: ذریح راست گفته و شما هم راست می‌گویید. همانا قرآن دارای ظاهر و باطن است و کیست که احتمال دهد آنچه را ذریح احتمال داده است.
در نتیجه رجال روایت سوم از نظر علمای رجال, امامی و موثق هستند و در نتیجه روایت صحیح است.

روایت چهارم


شیخ صدوق در کتاب (عیون اخبار الرضا) از زبان امام صادق (علیه‌السّلام), روایت ثقلین را با سند ذیل آورده است:
25 حَدَّثَنَا اَحْمَدُ بْنُ زِیَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ اِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ اَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَبِی عُمَیْرٍ عَنْ غِیَاثِ بْنِ اِبْرَاهِیمَ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ اَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ اَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ اَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه‌السّلام) قَالَ سُئِلَ اَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه‌السّلام) عَنْ مَعْنَی قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اِنِّی مُخَلِّفٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِی مَنِ الْعِتْرَهُ فَقَالَ اَنَا وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ وَالْاَئِمَّهُ التِّسْعَهُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ تَاسِعُهُمْ مَهْدِیُّهُمْ وَقَائِمُهُمْ لَا یُفَارِقُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَلَا یُفَارِقُهُمْ حَتَّی یَرِدُوا عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حَوْضَه.

[46] شیخ صدوق, محمد بن علی, عیون اخبار الرضا (علیه‌السّلام), ج2, ص60, تحقیق:تصحیح وتعلیق وتقدیم:الشیخ حسین الاعلمی, ناشر:مؤسسه الاعلمی للمطبوعات - بیروت - لبنان, سال چاپ:1404 - 1984 م.


امام صادق (علیه‌السّلام) فرمود: از امیرالمؤمنین (سلام‌اللّه‌علیه) پرسیدند: معنی گفتار حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) که فرموده: (انّی مخلّف فیکم الثقلین کتاب اللَّه و عترتی) چیست؟ و عترت چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: مقصود از عترت, من و حسنین و نه نفر از اولاد حسین هستیم, نفر نهمی مهدی و قائم عترت است, اینان از قرآن جدا نخواهند شد تا آنگاه که در کنار حوض خدمت پیغمبر برسند.

بررسی سند روایت


در سلسله سند این روایت افراد ذیل قرار دارند که به ترتیب از نظر رجالی بررسی و توثیقات آنان را بیان می‌کنیم:

احمد بن زیاد بن جعفر همدانی


نخستین راوی در سند روایت احمد بن زیاد همدانی استاد شیخ صدوق (رحمه‌الله‌علیه) است. شیخ صدوق استادش را در چندین مورد توثیق کرده که متن کلامش در تایید احمد بن زیاد همدانی در ذیل روایت غیبت امام زمان (علیه‌السّلام) این است:
قال مصنف هذا الکتاب رضی الله عنه: لم اسمع هذا الحدیث الا من احمد بن زیاد ابن جعفر الهمدانی رضی الله عنه بهمدان عند منصرفی من حج بیت الله الحرام, وکان رجلا ثقه دینا فاضلا (رحمه‌الله‌علیه) ورضوانه.

[47] شیخ صدوق, محمد بن علی, کمال الدین و تمام النعمه, ص369, ناشر:اسلامیه تهران, الطبعه الثانیه, 1395 ه.


مصنف این کتاب که خداوند از او راضی باد می‌گوید: من این روایت را از احمد بن زیاد ابن جعفر همدانی در همدان هنگامی که از زیارت خانه خدا برگشتم شنیدم. و او شخص ثقه, متدین و فاضل بود که رحمت و رضوان خداوند بر او نثارش باد.

با توثیق شیخ صدوق نیازی نیست که سخن دیگران را درباره او ذکر کنیم.

علی بن ابراهیم بن‌هاشم


علی بن ابراهیم از بزرگان شیعه و استاد کلینی است و در ذیل روایت نخست توثیق ایشان را از بیان نجاشی (و علی بن ابراهیم بن‌ هاشم ابوالحسن القمی, ثقه فی الحدیث, ثبت, معتمد, صحیح المذهب) ذکر کردیم.

ابراهیم بن‌ هاشم


ابراهیم بن هاشم, نخستین کسی است که مکتب حدیثی را در قم پایه‌گذاری و تاسیس کرد. بی‌تردید چنین شخصیتی بی‌نیاز از توثیق است.
حضرت آیت‌الله العظمی خویی (رحمه‌الله‌علیه) درباره او می‌نویسد:
اقول: لا ینبغی الشک فی وثاقه ابراهیم بن‌ هاشم, ویدل علی ذلک عده امور:
1 - انه روی عنه ابنه علی فی تفسیره کثیرا, وقد التزم فی اول کتابه بان ما یذکره فیه قد انتهی الیه بواسطه الثقات. وتقدم ذکر ذلک فی (المدخل) المقدمه الثالثه.
2 - ان السید ابن طاووس ادعی الاتفاق علی وثاقته, حیث قال عند ذکره روایه عن امالی الصدوق فی سندها ابراهیم بن‌ هاشم: " ورواه الحدیث ثقات بالاتفاق ".

[48] سید ابن طاووس, علی, فلاح السائل, الفصل التاسع عشر, ص158.


3 - انه اول من نشر حدیث الکوفیین بقم. والقمیون قد اعتمدوا علی روایاته, وفیهم من هو مستصعب فی امر الحدیث, فلو کان فیه شائبه الغمز لم یکن یتسالم علی اخذ الروایه عنه, وقبول قوله.

[49] موسوی خوئی, سید ابوالقاسم, معجم رجال الحدیث وتفصیل طبقات الرواه, ج1, ص291, الطبعه الخامسه, 1413ه 1992م.


در وثاقت ابراهیم بن‌ هاشم تردیدی نیست. و موارد ذیل دلیل بر وثاقت اوست:
اولا: ً پسرش علی بن ابراهیم در تفسیرش فراوان از ایشان نقل کرده و در ابتدای کتابش ملتزم شده آنچه را ذکر می‌کند به ثقات منتهی شود.
ثانیاً: سید بن طاوس در روایتی که از امالی شیخ صدوق نقل کرده و در سند آن ابراهیم بن‌ هاشم وجود دارد, بر وثاقتش ادعای اتفاق کرده و گفته است: راویان این حدیث بالاتفاق ثقه هستند.
ثالثاًً: نخستین کسی که روایت کوفیون را در قم نشر کرد ایشان بود و قمیون نیز به روایات او اعتماد کردند در حالی که در میان قمیان کسانی بودند که در اخذ روایت سخت‌گیر بودند. پس اگر در این شخص‌ اندک طعنی بود قمیون این‌گونه بر روایت او توافق نمی‌کردند و روایتش را قبول نمی‌کردند.
گذشته از آن‌چه آیت‌الله خوئی (رضوان‌الله‌تعالی) فرموده, تمام علمای شیعه در طول تاریخ روایت او را صحیح دانسته‌اند و کسی یافت نشده است که روایت او را غیر معتبر دانسته باشد. و همین برای اثبات وثاقت این بزرگ مرد کافی است.

محمد بن ابی عمیر


محمد بن ابی‌عمیر نیز امامی و از اصحاب اجماع است.
نجاشی درباره ایشان می‌نویسد: محمد بن ابی عمیر زیاد بن عیسی ابو احمد الازدی من موالی المهلب بن ابی صفره وقیل مولی بنی امیه. والاول اصح. بغدادی الاصل والمقام, لقی ابا الحسن موسی (علیه‌السّلام) وسمع منه احادیث کناه فی بعضها فقال: یا[ا] ابا احمد, وروی عن الرضا (علیه‌السّلام), جلیل القدر عظیم المنزله فینا وعند المخالفین.

[50] نجاشی, احمد بن علی, فهرست اسما مصنفی الشیعه المشتهر برجال النجاشی, ص326, تحقیق:السید موسی الشبیری الزنجانی, ناشر:مؤسسه النشر الاسلامی قم, الطبعه:الخامسه, 1416ه.


محمد بن ابی‌عمیر زیاد بن عیسی ... بغدادی الاصل و ساکن آن‌جا بوده است. وی محضر امام کاظم (علیه‌السّلام) را درک و از آن حضرت

👇محصولات مشابه با پاورپوینت تواتر حديث ثقلين👇

پاورپوینت تواتر حديث ثقلين (منابع شيعه) | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در احاديث شيعه | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در روايات شيعه | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در منابع | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در منابع حديثي | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در منابع شيعه | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين نزد شيعه | WORD پاورپوینت تواتر حديث غدير (ديدگاه اهل‌سنت) | WORD پاورپوینت تواتر حديث غدير از ديدگاه اهل‌سنت | WORD

👇محصولات تصادفی👇

پاورپوینت تواتر حديث غدير از ديدگاه اهل‌سنت | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين (منابع شيعه) | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين نزد شيعه | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در منابع حديثي | WORD پاورپوینت تواتر خبر | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در منابع شيعه | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در احاديث شيعه | WORD پاورپوینت تواتر در ثبوت هلال | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در روايات شيعه | WORD پاورپوینت تواتر حديث غدير (ديدگاه اهل‌سنت) | WORD پاورپوینت تواتر حديث ثقلين در منابع | WORD

👇کلمات کلیدی👇

پاورپوینت تواتر حديث ثقلين تواتر حديث ثقليندانلود پاورپوینت تواتر حديث ثقلين پاورپوینتتواترحديثثقلين